بزرگترین مجموعه سخنان کوتاه و فلسفی با تاکید بر : FRIEDRICH VILHELM NIETZSCHE
**************************************/OMID AZIMI Private WEB Www.TOJIH.Lxb.ir

آثار تعقیبات نماز

 

تأثير دعا

قال رسول الله - صلى الله عليه و آله -:التعقيب بعد صلوة الفجر ابلغ فى طلب الرزق

دعاى پس از نماز صبح براى جلب رزق مؤ ثرتر است .(بحارالانوار، ج 85، س 326، مستدرك الوسايل ، ج 1، ص 336)

 

صلوات بر محمد (ص ) و اهل بيتش

قال الصادق - عليه السلام -كل دعاء يدعى الله - عزوجل - به محجوب عن السماء حتى يصلى على محمد و آل محمد

هر دعايى كه خدا با آن خوانده شود، پوشيده است ، بالا نمى رود و به هدف اجابت نمى رسد مگر اين كه صلوات بر محمد و آل محمد (ع ) همراه باآن باشد (اصول كافى ، - ج 2، ص 493)

 

فضيلت تسبيح حضرت فاطمه (س ):

قال الصادق - عليه السلام -تسبيح فاطمة الزهراء - عليهاالسلام - فى كل يوم فى دبر كل صلاة احب الى من صلاة الف ركعة فى كل يوم :

تسبيح حضرت زهرا (س ) در هر روز در تعقيب هر فريضه نزد من محبوب تر است از به جا آوردن هزار ركعت نماز در هر روز (ثواب الاعمال ، ص 166)

 

نماز و دعا:

قال الصادق - عليه السلام -:ان الله - عزوجل - فرض عليكم الصلوات الخمس فى افضل الساعات فعليكم بالدعاء فى ادبار الصلوات

همانا خداوند نمازهاى پنجگانه را در بهترين ساعتها بر شما واجب كرد، بنابراين بعد از نمازها دعا كنيد(بحارالانوار، ج 85، ص 320)

 

دعاى بعد از نماز

قال الصادق - عليه السلام -من صلى صلوة و عقب الى اخرى فهو ضيف الله و حق على الله ان يكرم ضيفه

هر كه نماز فريضه كند و بعد از آن تعقيب بخواند تا نماز ديگر (يعنى به خواندن دعاهايى كه بعد از نماز بايد خواند و قرائت قرآن و غيره مشغول گردد تا وقت نماز ديگر) پس آن بنده مهمان خدا مى باشد و حق است بر خداى - عزوجل - اينكه اكرام كند مهمان خود را. (بحارالانوار، ج 85 ص 322).

 

وقت استجابت دعا  

قال الصادق - عليه السلام -يستجاب الدعاء فى اربعة مواطن : فى الوتر و بعد الفجر و بعد الظهر و بعدالمغرب

دعا در چهار وقت به اجابت مى رسد: 1 - در نماز وتر 2 - پس از نماز صبح 3 - بعد از نماز ظهر 4 - پس از مغرب (بحارالانوار، 85، ص 324 روضة المتقين ، ج 12 ص 38).

 

فضيلت والاى دعاى متصل به نماز

قال على - عليه السلام -من جلس فى مصلاة ثانيا رجليه يذكر الله - تبارك الله و تعالى - وكل الله - عزوجل - به ملكا يقول : ازدد شرفا تكتب لك الحسنات و تمحى عنك السيئات و تبنى لك الدرجات حتى ينصرف

كسى كه درجايگاه نمازش بنشيند، و به ذكر خداى تعالى و به تعقيبات بپردازد خداوند فرشته اى را بر او ماءمور و موكل مى گرداند كه به وى مى گويد: اى نمازگزارى كه مشغول به دعا هستى ، به شرف و كرامت و فضيلت خود بيفزا (يعنى بيشتر و زيادتر دعا كن ) كه از براى تو حسنات ثبت مى گردد و سيئات و بديهايت محو و نابود مى شود و درجات براى تو افزون مى گردد و اين گفتگو ادامه دارد تا وقتى كه او از دعا و تعقيباتش فارغ شود (دعائم الاسلام ، ج 1 ص 165).

 

امام كاظم (ع ) مشغول تعقيب نماز

موسى بن جعفر - عليه السلام - انه يصلى الفجر فيعقب الى ان تطلع الشمس ثم يسجد سجدة ، فلايزال ساجدا حتى تزول الشمس و قد و كل من يترصد اوقات الصلاة فاذا اخبره و ثب يصيل من غير تجديد وضوء

امام موسى كاظم (ع ) وقتى نماز صبح را به جا مى آورد تا طلوع آفتاب مشغول تعقيب و ذكر خدا مى شد و سالهايى كه در زندان بود، غالبا پس از نماز سر به سجده مى گذاشت و تا نزديك ظهر به دعا و ذكر حمد مشغول بود و چون فرا مى رسد برمى خاست و بدون (نياز به ) تجديد وضو به نماز مى ايستاد.(بحارالانوار، ج 48 ص 107)

 

طلب حاجت بعد از نماز:

قال الصادق - عليه السلام -ان الله - عزوجل - فرض عليكم الصلوات فى احب الاوقات اليه فاسئلوا الله حوائجكم عقيب فرائضكم

به درستى كه خداوند نمازهاى واجب را در محبوبترين اوقات واجب كرد، پس حاجات خود را بعد از نمازهايتان بخواهيد.(بحارالانوار، ج 85 ص 324)

 

دعا بعد از نماز واجب :

قال الصادق - عليه السلام -الدعاء بعد الفريضة افضل من الصلوة تنفلا

دعاى بعد از نماز واجب ، از به جا آوردن نماز نافله برتر است .(من لايحضره الفقيه ، ج 1 ص 962)

 

دعا در حال دل شكستن

قال الصادق - عليه السلام -اذ رق احدكم فليدع فان القلب لايرق حتى يخلص

وقتى دل شما شكست دعا كنيد، زيرا دل تا خالص نگردد نمى شكند. (بحارالانوار، ج 93، ص 345)

 

نحوه گفتن تسبيح فاطمه زهرا (س )

قال الصادق - عليه السلام -فى تسبيح فاطمة - عليها السلام - تبداء بالتكبير اربعا و ثلاثين ، ثم التحميد ثلاثا و ثلاثين ثم التسبيح ثلاثا و ثلاثين

در تسبيح فاطمه (س ) باتكبير (الله اكبر) شروع كرده و سى و چهار مرتبه بگوى ، پس از آن سى و سه بار تحميد (الحمدلله ) و سپس سى و سه مرتبه تسبيح (سبحان الله ). (وسائل الشيعه ، ج 4 ص 1025 ج 2، فروع كافى ، كتاب الصلاة ، ص 342).





BY امید عظیمی_OMID AZIMI

 

احکام و مسائل نماز مستحبی

در شرع انور اسلام علاوه از برخی نمازها كه انجام آن‌ها بر همه مكلفین واجب و یكسان است، نمازهای مستحبی بسیاری نیز تشریع شده است كه انجام آن‌ها برای تقرب بیشتر به خداوند و نیز برخی دیگر از خواص دنیوی یا اخروی توصیه شده است.
در یادداشت فقهی این هفته، احكام نمازهای مستحبی را به همراه طریقه خواندن نماز شب بیان خواهیم كرد. امید است خداوند متعال توفیق نماز مستحبی از جمله نماز شب را به همه ما عطا فرماید.

* برخی از خصوصیات نمازهای مستحبی

- تمام شرایط نمازهای واجب از جمله پاك بودن بدن و لباس، غصبی نبودن آن‌ها، طهارت وضویی و در صورت لزوم غسل و دیگر شرایط نماز واجب، در نمازهای مستحبی هم باید رعایت شود.
پس نماز مستحبی بدون وضو یا با لباس نجس، مثل نماز واجب، باطل است. (البته در مورد رو به قبله بودن، ایستاده بودن و خواندن سوره مطالبی خواهد آمد).
- انسان می‌تواند در حال توانایی و اختیار هم نماز مستحبی را نشسته بخواند. البته در این صورت ثواب و ارزش آن نصف نماز در حالت ایستاده است؛ پس اگر كسی بخواهد به ثواب كامل برسد باید دو برابر نماز بخواند تا ثواب كامل را درك كرده باشد. (البته از آنجا كه نماز مستحبی چهار ركعتی نداریم باید نمازهای اضافه شده را در هر دو ركعت سلام داد یعنی دو ركعت دو ركعت خواند). مثلاً نافله نماز صبح دو ركعت است كه اگر كسی بخواهد نشسته بخواند و ثواب كامل هم به او برسد، می‌تواند دو تا دو ركعتی در حالت نشسته بخواند، و البته می‌تواند به همان دو ركعت نشسته هم با نصف ثواب اكتفا كند.
البته اگر نماز مستحبی را نشسته بخواند اما یك یا دو آیه از سوره را در حالت ایستاده بخواند مثل آن است كه نماز را از ابتدا ایستاده خوانده است. مثلاً اگر بعد از سوره حمد (در حالت نشسته) شروع به خواندن سوره توحید كند و هنگامی كه به آیه «لم یلد و لم یولد» رسید بایستد و تا آخر سوره را ایستاده بخواند، مثل آن است كه از ابتدا ایستاده خوانده و لازم نیست تعداد ركعات را دو برابر بكند. این طریقه در آن دسته از نمازهای مستحبی مفید است كه دارای سوره‌های زیادی هستند (مثلاً صد تا سوره توحید) كه می‌تواند تمام سوره‌ها را جز سوره آخر نشسته بخواند و سوره اخیر را ایستاده بجا آورد كه خداوند عالم با كرم و بزرگواری خود، از او به عنوان ایستاده قبول خواهد فرمود.
- اگر انسان نماز مستحبی را در حالت نشسته یا ایستاده می‌خواند و از جهت قبله هم اطلاع دارد، باید نماز را رو به قبله بخواند. اما اگر در خالت راه رفتن می‌خواهد نماز مستحبی بخواند، لازم نیست رو به قبله باشد. در این حالت ركوع و سجود را با اشاره سر بجا می آورند و برای سجود سر را كمی بیشتر از ركوع خم می‌كنند.
- تمامی نمازهای مستحبی دو ركعتی هستند، مگر نماز وتر كه یك ركعتی است و آخرین ركعت نماز شب محسوب می‌شود. بنابراین خواندن یك ركعت به نیّت یكی از معصومین برای برآورده شدن حاجات و نگه داشتن ركعت دیگر برای وقتی كه حاجات آن‌ها روا شود، نامشروع است.
- نمازهای مستحبی سوره ندارند، یعنی می‌توان بعد از حمد ركوع را انجام داد؛ البته اگر سوره بخوانند فضیلت بیشتر دارد. البته اگر كسی بخواهد برخی از نمازهای مستحبی كه مثلاً در مفاتیح‌الجنان یا دیگر كتاب‌های دعا آمده و سوره یا سوره های خاصی دارد را به جا آورد و به ثواب مخصوص آن‌ها نائل شود، باید سوره های گفته شده را بخواند. اما در نوافل روزانه و نماز شب و نیز نماز مستحبی كه انسان با اختیار خود می‌خواند، خواندن سوره لازم نیست.
- قطع كردن نماز مستحبی قبل از پایان نماز حرام نیست؛ اما قطع كردن نماز واجب، حرام است.

* نوافل روزانه

در میان نمازهای مستحبی به نوافل روزانه كه البته نماز شب هم از آن‌ها محسوب می‌شود، تاكید فراوان شده است.
برای آشنایی خوانندگان با این نوافل، تعداد ركعات و وقت انجام آن‌ها را یادآور می‌شویم.
نافله صبح: دو ركعت قبل از نماز صبح
نافله ظهر: هشت ركعت (چهار تا دو ركعت) بعد از اذان ظهر و قبل از نماز ظهر. (البته وقت نافله ظهر محدود است كه برای آشنایی، می‌توانید وقت دقیق آن را در رساله های توضیح المسائل بیابید. اما اگر در اول وقت اذان ظهر شروع به نافله كنیم، تمام این هشت ركعت در وقت خود واقع می‌شود).
نافله عصر: هشت ركعت (چهار تا دو ركعت)، كه مابین نماز ظهر و عصر خوانده می‌شود. (نافله عصر هم وقت خاصی دارد كه در رساله های توضیح المسائل نوشته شده، اما اگر بعد از نوافل ظهر و نماز ظهر، بدون فاصله زیاد مشغول نوافل عصر شویم، همه آن‌ها در وقت خود واقع می‌شود).
نكته: در روزهای جمعه، به هر یك از نافله‌های ظهر و عصر دو ركعت اضافه می‌شود؛ یعنی هر كدام پنج تا دو ركعتی بجا آورده می‌شوند.
نافله مغرب: دو ركعت است كه بعد از نماز مغرب خوانده می‌شود.
نافله عشاء: دو ركعت است كه بعد از نماز عشا به صورت نشسته بجا آورده می‌شود و نمی‌شود آن را ایستاده خواند.
نكته: در متون دینی و توصیه‌های بزرگان آمده است كه انسان باید مستحبات را به اندازه ظرفیت و علاقه خود انجام دهد. از این رو، فشار بیش از اندازه به نفس برای انجام اعمال مستحبی نارواست و باید مستحبات را در حد توان و علاقه انجام داد. در مورد نوافل هم - برای كسی كه حوصله انجام تمام آن‌ها را ندارد - می‌توان فقط برخی از آن‌ها را به جا آورد و لازم نیست مثلاً تمام هشت ركعت نافله ظهر را انجام داد، بلكه می‌توان مثلاً به دو یا چهار ركعت اكتفا كرد.
نكته: نافله‌های نماز ظهر و عصر در سفر ساقط است؛ بدین معنی كه خواندن نافله ظهر و عصر در سفر خلاف شرع و بدعت است. نافله نماز عشا را هم در سفر باید به نیّت اینكه شاید مطلوب باشد بجا آورد.
نكته: در تنگی وقت نمازهای واجب، نباید نماز مستحب به جا آورد، بلكه باید نماز واجب را ادا كرد.

**نماز شب

*اهمیت نماز شب

هر چند نماز شب جزو مستحبات است و به جا نیاوردن آن گناهی ندارد اما از دست دادن آن هم بسیار گران است و موجب حسرت خواهد بود.
برای شناختن ارزش و اهمیت نماز شب به چند حدیث اشاره می‌كنیم:
1. امام حسن عسكری (علیه السلام) می‌فرمایند: «إِنَّ الْوُصُولَ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ سَفَرٌ لَا یُدْرَكُ إِلَّا بِامْتِطَاء اللَّیْل» رسیدن به خداوند سفری است كه جز با مركب راهوار شب درك نمی‌شود.
2. امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «شرف المؤمن صلاة اللیل و عز المؤمن كفه عن الناس» شرافت مؤمن به نماز شب اوست و عزت او در بریدن نیاز از مردم است.
3. و هم ایشان فرمودند: «علیكم بصلاة اللیل فإنها سنة نبیكم و دأب الصالحین قبلكم و مطردة الداء عن أجسادكم» بر شما باد به نماز شب چرا كه آن سنت پیامبر و كار صالحان و دور كننده بیماری از بدن‌های شماست.
4. و نیز فرموده‌اند: «إن كان الله عز و جل قد قال الْمالُ وَ الْبَنُونَ زِینَةُ الْحَیاةِ الدُّنْیا إن الثمان ركعات التی یصلیها العبد آخر اللیل زینة الآخرة» اگر خداوند فرموده كه فرزندان و اموال آدمی زینت زندگی دنیاست همانا هشت ركعت نمازی كه بنده در آخر شب می‌خواند زینت زندگی آخرت است.
5. امیر المومنین علی (علیه‌السلام) نیز فرموده‌اند: «ان العبد لیقوم فی اللیل فیمیل به النعاس یمینا و شمالا و قد وقع ذقنه على صدره فیأمر الله تبارك و تعالى أبواب السماء فتفتح ثم یقول للملائكة انظروا إلى عبدی ما یصیبه فی التقرب إلی بما لم أفترض علیه راجیا منی لثلاث خصال ذنبا أغفره له أو توبة أجددها له أو رزقا أزیده فیه فأشهدكم ملائكتی أنی قد جمعتهن له». هرگاه بنده‌ای شب هنگام به نماز برخیزد در حالی كه از فرط خواب به چپ و راست متمایل می‌شود و چانه‌اش به سینه‌اش چسبیده است (كنایه از اینكه از فرط خواب سرش پایین است) خداوند امر می‌كند كه درهای آسمان را به روی او بگشایند و به فرشتگانش می‌فرماید كه به بنده‌ام نگاه كنید كه چه مقدار در راه قرب من خود را به زحمت انداخته است؛ این زحمات او یا به خاطر بخشش گناهان اوست یا برای توبه مجدد است یا برای زیاد شدن روزی است؛ ای فرشتگان من، شاهد باشید كه من هر سه را به او دادم.
6. و نیز امام صادق (علیه السلام) فرموده‌اند: «إن البیوت التی یصلى فیها باللیل بتلاوة القرآن تضی‏ء لأهل السماء كما تضی‏ء نجوم السماء لأهل الأرض». همانا خانه‌هایی كه شب هنگام در آن‌ها نماز خوانده می‌شود و قرآن تلاوت می‌شود، برای اهل آسمان نورانی است، چنانچه ستارگان برای اهل زمین نورافشانی می‌كنند.
7. و رسول خدا فرموده‌اند: «مَنْ كَثُرَ صَلَاتُهُ بِاللَّیْلِ حَسُنَ وَجْهُهُ بِالنَّهَار» هر كس كه بیشتر در شبانگاهان نماز بخواند رویش در روز زیباتر است.
8. و بالاخره امام صادق (علیه السلام) فرموده‌اند: «إن الرجل لیكذب الكذبة فیحرم بها رزقه قلت و كیف یحرم رزقه فقال یحرم بها صلاة اللیل فإذا حرم صلاة اللیل حرم الرزق». گاهی كسی دروغی می‌گوید و به این علت روزی او كم می‌شود. راوی سؤال می‌كند كه چگونه روزی او كم می‌شود؟ حضرت پاسخ دادند: به خاطر دروغ از نماز شب محروم می‌شود و وقتی از نماز شب محروم شد روزی‌اش كم می‌شود.
در پایان این قسمت خیلی بجاست تا سخن مهم علامه طباطبایی (قدس سره) را در این‌باره بیاوریم كه می‌فرمود: یك روز در مدرسه‌ای ایستاده بودم كه مرحوم قاضی (استاد علامه در اخلاق و عرفان) از آن جا عبور می كردند. چون به من رسیدند، دست خود را روی شانه من گذاردند و گفتند: ای فرزند! دنیا می‌خواهی نماز شب بخوان، آخرت می‌خواهی نماز شب بخوان!

* كیفیت و وقت نماز شب

وقت آن: وقت اصلی نماز شب از نصف شب تا اذان صبح است؛ و نصف شب معمولاً یازده ساعت و ربع بعد از ظهر شرعی است. اما هرچه به طرف اذان صبح نزدیك‌تر باشد فضیلت آن بیشتر است.
نظر به اهمیت آن، دو وقت دیگر هم برای آن ذكر كرده‌اند.
الف) خواندن قضای آن برای كسی كه شب هنگام آن‌را بجا نیاورده است كه می‌تواند در هر ساعتی كه بخواهد قضای آن‌را بجا آورد.
ب) وقت تعجیل: برای جوان و كسی كه بیداری شبانه برای او سخت است كه می‌تواند بعد از نماز عشا آن‌ را بجا آورد.
ارزش وقت اصلی از همه بیشتر است و قضای آن در درجه دوم و وقت تعجیل در رتبه سوم قرار دارد.

كیفیت آن: نماز شب یازده ركعت است كه به سه قسمت تقسیم می‌شود:
الف) ابتدا چهار تا دوركعتی به نیت نافله شب (جمعاً هشت ركعت)
ب) بعد از آن دو ركعت به نیت نماز شَفع.
ج)و بعد از نماز شفع یك ركعت به نیت نماز وتر (مثل فطر بخوانید).
نمازهای دو ركعتی آن مثل نماز صبح است. نماز یك ركعتی هم این‌گونه است كه بعد از حمد و سوره قنوت می‌خواند و بعد از قنوت ركوع و سجده كرده و نماز را با تشهد و سلام تمام می‌كند. در قنوت نماز وتر هر دعایی می‌توان كرد اما دعاهای خاصی هم برای آن ذكر شده كه می‌توانید در مفاتیح‌الجنان آن‌را بیابید. (برای شمردن ذكرها در قنوت نماز وتر، می‌توان در یك دست تسبیح نگه داشت و با یك دست قنوت گرفت).
البته اگر كسی چهار ركعت از نافله های شب را در وقت اصلی آن بخواند می‌تواند بقیه نمازها را در هر وقتی از روز یا شب كه می‌خواهد به نیت ادا بخواند.
و نیز لازم نیست كه همه یازده ركعت را بخواند بلكه می‌تواند فقط نماز وتر یا هر مقداری را كه مایل بود بخواند؛ و اگر كسی برای همه نمازها وقت یا حوصله ندارد بهتر است سه ركعت آخر یعنی شفع و وتر را بخواند.
از همه مؤمنان كه توفیق بیداری سحرگاهان را دارند التماس دعا داریم.


 حجت‌الاسلام مرتضی كیوانی

 





BY امید عظیمی_OMID AZIMI

 

انواع غسل

غسل در لغت به معنای شستن است و در اصطلاح به مجموعه‌ای از اراده قلبی و اجرای عملی در خصوص شستن بدن گفته می‌شود. اصل نظافت و طهارت از مهم‌ترین مفاهیم شخصی و اجتماعی بوده است که پیامبر اسلام(ص) از آن به عنوان نمادی از ایمان مسلمانان یاد فرمودند. غسل‌ها حسب حکم شرعی به دو دسته تقسیم می‌شود.
دسته اول: غسل‌های مستحبی همانند غسل جمعه که اکنون به آنها نمی‌پردازیم.
دسته دوم: غسل‌های واجب که در سر مبحث بدانها می‌پردازیم.
مبحث اول: انواع غسل‌های واجب به لحاظ جنس مرد و جنس زن
مبحث دوم: علت غسل‌های واجب
مبحث سوم: انجام غسل‌های واجب به لحاظ جنس زن و مرد

مبحث اول: انواع غسل‌های واجب

الف؛ غسل واجب مشترک زنان و مردان
غسل‌های واجب مشترک زنان و مردان عبارتست از 1- غسل میت 2- غسل مس میت 3- غسلی که بر اثر نذر یا عهد یا سوگند بر زن یا مرد واجب می‌شود 4- غسل جنابت

1-
غسل میت
واجب است میت مسلمان را پس از پاک کردن و شستن بدن او از آلودگی‌ها و نجاست‌ها به ترتیب سه غسل دهند.
اول؛ غسل با آب مخلوط به سدر
اندکی سدر در آب غسل ریخته به حدی که آب مضاف نشود نخست با آن آب سر و گردن و بعد سمت راست و سپس سمت چپ را غسل دهند.

دوم؛ آب مخلوط با کافور
اندکی کافور با آب غسل مخلوط می‌شود به گونه‌ای که آب مضاف (آب کافور) نشود به همان ترتیب غسل داده می‌شود.

سوم؛ آب خالص
با آب خالص برای سومین بار بدن میت غسل داده می‌شود و غسل‌های بدن میت تمام می‌شود.

2-
غسل مس میت
اگر انسان (به ویژه پزشکان و پرستاران و کارمندان بخش‌های مراقبت‌های ویژه بیمارستان‌ها) بدن انسان مرده‌ای را که سرد شده و غسل داده شده نیست لمس و مس کنند و حتی جایی از بدن خود را به بدن او برسانند باید غسل «مس میت» کنند.
و حتی بنا به نظر برخی از مراجع، مس بدن سرد شده شهید و همچنین بدن مرده‌ای که به جای غسل، تیمم داده‌اند همین حکم را دارد.

3-
غسل واجب ناشی از نذر
چنانچه کسی برای رفع گرفتاری یا ترک کار بدی نذر یا عهد کند و یا قسم بخورد که اگر مراد حاصل شد باید غسلی انجام دهد آن غسل بر او واجب می‌شود.

4-
غسل جنابت
چهارمین غسلی که مشترک زنان و مردان است غسل جنابت است. جنابت عبارتست از وضعیت جسمی که مکلف در آن قرار می‌گیرد و خداوند بزرگ پیامد آن وضعیت فیزیکی جسم اعتبار مفهومی وضعی موسوم به جنابت می‌کند و برای آن حالت غسل جنابت را جهت انجام واجبات واجب می‌کند و این وضعیت که در اصطلاح فقهی حکم وضعی جنابت به خود می‌گیرد در پیامد واقعه فیزیکی و جسمانی است و آن واقعه فیزیکی در بدن انسان عبارتست از خروج منی و مباشرت جنسی؛ بنابراین اسباب فیزیکی جنابت عبارت است از خروج منی و مباشرت جنسی که به توضیح آنها می‌پردازیم.

الف: خروج منی
صرف خروج منی
خروج منی خواه در خواب باشد یا بیداری و در اثر خود ارضایی باشد یا در اثر دیدن صحنه شهوت‌آلود از زن باشد یا از مرد با سستی جسم باشد یا نباشد به هر شکل چنانچه یقین به خروج منی‌ کند غسل جنابت به لحاظ وضعیت جسمی بعد از خروج منی بر مرد یا زن جهت عبادت واجب می‌شود.

ب: مباشرت جنسی
مباشرت جنسی مرد با زن یا مرد با مرد (لواط) و زن با زن (مساحقه) و انسان (زن یا مرد) با حیوان موجب وضعیت جنابت شرعی بنا به اعتبار شارع اسلام است که خداوند منان حکم وضعی جنابت را اعتبار می‌کند و آن را موضوع حکم تکلیفی وجوب غسل برای انجام عبادت قرار می‌دهد.
بعد از آنکه انسان در وضعیت جنابت قرار گرفت برای بیرون آمدن از وضعیت جنابت مستحب است غسل کند ولی برای خواندن نمازهای واجب و انجام بعضی از رفتارهای عبادی غسل جنابت واجب است ولی برای نماز میت و سجده شکر و سجده‌های واجب قرآن غسل جنابت واجب نیست و غسل جنابت شرط صحت نمازهای مستحبی است.

مبحث دوم: غسل‌های خاص زنان
1-
غسل حیض 2- غسل استحاضه 3- غسل نفاس
بعد از بیان غسل‌های مشترک چهارگانه 1- غسل میت 2- غسل مس میت 3- غسلی که به نذر و عهد و قسم واجب می‌شود 4- غسل جنابت که مشترک بین زنان و مردان مسلمان است به غسل‌های ویژه خانم‌ها می‌پردازیم. غسل‌های خاص زنان به لحاظ خونی است که از اندام تناسلی آنها خارج می‌شود و براساس نوع خون نوع وضعیت جسمی آنان و به تبع آن حکم وضعی آنها در فقه شیعه متفاوت است بنابراین ابتدا ضروری است خونی که می‌بینند و وضعیتی که در آن قرار می‌گیرند را توضیح دهیم و سپس به حکم وضعی و حکم تکلیفی بپردازیم

1-
خون حیض و غسل حیض
در لغت، واژه حیض به معنای جمع شدن خون است و حوض را از این جهت حوض می‌نامند که آب در آن جمع می‌شود و در اصطلاح خون ماهانه‌ای است که زن از سن بلوغ به بعد در اثر ریزش دیواره رحم از خود می‌بیند.
طبق آفرینش الهی زنان سالم بالغ به این اثر عینی می‌رسند که از سن بلوغ نه سال قمری تا سن یائسگی (زنان قریشی سادات 60 سال قمری و زن غیرسادات بعد از 50 سال قمری) در یک زمانبندی معلوم هر ماهه (پریود) خون می‌بینند.
در حالت دیدن چنین خونی شارع اعتبار حائض (حیض بودن، عادت بودن) برای زن کرده است و چنین وضعیتی بنا به اعتبار و حکم وضعی خدای بزرگ مقرر می‌شود که زن برای خارج شدن از این حالت باید ایام خون دیدن حیض را سر کند و سپس غسل حیض همانند غسل جنابت انجام دهد.

2-
خون زخم
خون زخم عبارتست از خونی که زنان در اثر عمل جراحی یا رشد تومور یا زخم‌های ناحیه رحم و مجرای آن می‌بینند که چنین خونی غسل یا وضو ندارد بلکه همانند خون‌های عادی باید آب کشیده شود.

3-
خون بکارت
خونی که در اثر پاره شدن پرده بکارت در اثر مباشرت جنسی یا اقدام فیزیکی دیگر، زن از خود می‌بیند که چنین خونی نیز هیچ غسل یا وضوی خاصی ندارد و همانند خون‌های عادی باید آب کشیده و پاک شود.

4-
خون نفاس و غسل نفاس
خونی است که همراه با بیرون آمدن اولین جز نوزاد از رحم مادر به دنیای خارج رحم از زن خارج می‌شود و زنان در این حالت را نُفساء یا نَفساء می‌نامند.
کمترین مدتی که زنان زائو این خون را می‌بینند یک لحظه و بیشترین آن ده روز است و زن در پایان خون دیدن بعد از زایمان باید غسل نفاس کند و بنا بر احتیاط برای نماز باید وضو بگیرد و به همان غسل اکتفاء نکند.

5-
خون استحاضه و غسل استحاضه
به غیر از خون‌های حیض که اقل آن سه روز و اکثر آن ده روز اعتبار می‌شود و خون زخم که ناشی از بیماری زن در ناحیه رحم و مجاری مربوطه است و خون بکارت که مربوط به پرده بکارت است و خون نفاس که مربوط به اولین خون‌دیدگی همزمان با زایمان است، خون دیگری که تعریف‌های فوق بر آن صادق نیست به نام استحاضه در فقه اعتبار شده است و زن را در موقع دیدن این خون مستحاضه می‌گویند. خون استحاضه بر سه قسم است: 1- قلیله 2- متوسطه 3- کثیره
برای استحاضه قلیله برای هر نماز یک وضو بگیرد.
برای استحاضه متوسطه باید برای نماز صبح غسل کند تا صبح روز بعد.
برای استحاضه کثیره باید یک غسل برای نماز صبح و یک غسل برای نماز ظهر و عصر و یک غسل برای نماز مغرب و عشا انجام دهد.
بنابراین غسل‌های حیض، نفاس، استحاضه از غسل‌های اختصاصی زنان است.

مبحث سوم: انجام غسل‌ها
1-
ترتیبی
زیر دوش قرار گرفته ابتدا نیت و اراده غسل مربوطه را می‌کنیم. سپس سر و گردن را می‌شوییم آن‌گاه نیمه راست بدن و سرانجام نیمه چپ بدن و غسل تمام می‌شود.
2-
غسل ارتماسی
که انسان با نیت غسل در استخر یا دریا فرو می‌رود به طوری که آب تمام سطح بدن را فرا بگیرد و سپس از آن خارج می‌شود غسل ارتماسی تمام است.

 

 





BY امید عظیمی_OMID AZIMI

اقسام آب مطلق

  1. آب کر
  2. آب قلیل
  3. آب جاری
  4. آب باران
  5. آب چاه

 

 

آب کر

 

 

(مسأله16) آب كر1 مقدار آبي است كه اگر در ظرفي كه درازا و پهنا و گودي آن2 هر يك سه وجب و نيم3 است بريزند آن ظرف را پر كند4. و وزن آن از صد و بيست و هشت من تبريز بيست مثقال كمتر است5 و به حسب كيلوي متعارف بنابر أقرب 419/377 كيلو گرم مي شود.

1- بهجت:بنابر أقوي...

مكارم:بنابراحتياط واجب...

2- گلپايگاني، صافي، مكارم:طول و عرض و عمق آن...

3- خوئي، تبريزي، بهجت، وحید، صافي:سه وجب...

4- وحید: [پایان مسأله].

صافي:و احتياط آن است كه هر بُعد آن سه وجب و نيم باشد...

سيستاني:آبكر مقدار آبي است كه مساحت ظرف آن سي و شش وجب[1] باشد، و اين تقريباً معادل 384 ليتر است.‌[پايان مسأله]

تبريزي:و بنا بر أظهر وزن اعتباري ندارد.[پايان مسأله]

سبحانی: و وزن آن – بنابرمحاسبه اهل فن- 384 کیلو گرم است. [پايان مسأله]

مكارم:يا وزن آن 384 كيلوگرم (384 ليتر) باشد و معيار در وجب، وجب هاي متوسط است.

زنجاني:و وزن آن بي اشكال 1200 رطل عراقي است ولي در تبديل مقدار آن به اوزان كنوني در بين دانشمندان اختلاف نظر ديده مي شود؛ بنابر نظر مشهور، مقدار کر (تقریباً 42/377)كيلو گرم مي باشد، ولي ظاهراً مقدار كر بيشتر از اين مقدار است، برخي از بزرگان مقدار آن را تقريباً 77/462 كيلو گرم و برخي ديگر 5/478 كيلو گرم  دانسته اند. بنابر اين اگر مقدار وزن آب 480 كيلو گرم باشد، طبق نظر تمامي دانشمندان ، آب كر است. حجم اين مقدار آب در آب مقطّر در دماي چهار درجه، 48/0متر مكعب و در دماي صد درجه، حدود 5/0 متر مكعب و در ساير دماها بين اين دو مقدار مي باشد و در آب غير مقطّر، از مقدارهاي ذكر شده كمتر است[2].

5- گلپايگاني، صافي، فاضل: [پایان مسأله].

خوئي:که تقريباً 377 كيلو گرم است.

بهجت:و کافي است به حسب كيلو 740/376 كيلوگرم باشد و به حسب ليتر هم به همين مقدار مي باشد.

نوري:و احتياط اين است كه مقدار 419/377 كيلو گرم را در نظر بگيرند.

*****

مظاهری: مسأله – آب کر مقدار آبی است که اگر در ظرفی که طول و عرض و عمق آن هر یک سه وجب است بریزند آن ظرف را پر کند. و وزن آن 384 کیلو گرم می باشد.

(مسأله 17) اگر عين نجس مانند بول و خون به آب كُر برسد، چنانچه بواسطهٔ آن، بو يا رنگ يا مزهٔ آب تغيير كند آب نجس مي شود، و اگر تغيير نكند نجس نمي شود.

*****

گلپايگاني، خوئي، تبريزي، بهجت، صافي، سيستاني، وحید:مسأله: اگر عين نجس مانند بول و خون یا چیزی که نجس شده است مانند لباس نجس به آب كُر برسد چنانچه آن آب، بو یا رنگ يا مزهٔ نجاست را بگیرد، نجس می شود و اگر تغییر نکند نجس نمی شود.

زنجاني: مسأله -اگر عين نجس، مانند: بول يا خون، يا چيزي كه نجس شده است، مانند: لباس به آب كر برسد، چنانچه به سبب این ملاقات بو،رنگ يا مزه آب تغيير كند، نجس مي شود، اگر چه آب، بو يا رنگ يا مزه نجاست را نگيرد بلكه به اوصاف ديگري درآيد؛ بنابراين آب كر، اگر به رنگ سرخ خون در نيايد بلكه رنگ آن به سبب ملاقات با خون زرد شود، نجس مي شود، و اگر هيچ يك از اوصاف سه گانهٔ آب به سبب ملاقات تغيير نكند، آب نجس نمي شود.

مظاهری: مسأله – آب کر اگر به واسطه نجاست بو یا رنگ یا مزۀ آن تغییر کند، چنانچه تغییر آن از بین برود و به آب عاصمِ [کر، جاری, باران, چشمه و چاه] دیگری متصل شود پاک می گردد.

مسأله اختصاصي

مكارم:مسأله 25: اگر چيزي كه نجس شده (مانند لباس و ظرف) در آب كُر بشويند پاك مي شود.

 (مسأله 18)اگربوي آب كر بواسطه غير نجاست تغيير كند، نجس نمي شود1.

1-  بهجت: و تا وقتي كه مضاف نشده پاك كننده است.

مکارم:ولی خوب است از هرگونه آب آلوده اجتناب گردد.

*****

خوئي، تبريزي، سيستاني، وحید:  مسأله - اگر بو يا رنگ يا مزهٔ آب كُر بواسطۀ غیر نجاست تغییر کند، نجس نمی شود.

فاضل: مسأله- اگر یکی از اوصاف آب کر بواسطه غیر نجاست تغییر کند، نجس نمی شود.

زنجاني: مسأله -  اگر بو، رنگ يا مزهٔ آببواسطۀ غیر نجاست تغییر کند، نجس نمی شود. همچنین اگر آب با نجس ملاقات نكند ولي به سبب مجاورت با آن تغيير كند نجس نمي شود.

مظاهری: مسأله – اگر بو یا رنگ یا مزۀ آب عاصم [کر، جاری، باران، چشمه و چاه] بواسطه غیر نجاست و یا به واسطۀ نجاستی که بیرون آن است عوض شود؛ مثلاً مرداری که پهلوی آب است بوی آن را تغییر دهد، نجس نمی شود.

 (مسأله 19) اگر عين نجس مانند خون به آبي كه بيشتر از كر است برسد1 و بو يا رنگ يا مزهٔ قسمتي از آن را تغيير دهد، چنانچه مقداري كه تغيير نكرده كمتر از كر باشد تمام آب نجس مي شود، و اگر به اندازهٔ كر يا بيشتر باشد، فقط مقداري كه بو يا رنگ يا مزهٔ آن تغيير كرده نجس است.

این مسأله دررساله آیت الله مظاهری نیست.

1- مكارم:و قسمتي از آن را تغيير دهد چنانچه باقيمانده به اندازهٔ كُر يا بيشتر است، فقط آن قسمت كه تغيير كرده نجس مي شود و الاّ تمام آن نجس خواهد شد.[پايان مسأله]

(مسأله 20)آب فوّاره اگر متصل به كُر باشد1 آب نجس را پاك مي كند2(در صورتي كه مخلوط با آن شود3) ولي اگر قطره قطره روي آب نجس بريزد آن را پاك نمي كند، مگر آن كه چيزي روي فوّاره بگيرند تا آب قبل از قطره قطره شدن به آب نجس متصل شود4 و با آن مخلوط گردد.

این مسأله دررساله آیات عظام: مکارم ، سبحانی و مظاهری نیست.

1- فاضل:در صورتي كه قبل از قطره قطره شدن به آب نجس متصل شود و بنابر احتياط واجب با آن مخلوط شود آن را پاك مي كند ولي اگر بعد از قطره قطره شدن روي آب نجس بريزد، آن را پاك نمي كند.

2- بهجت: آب نجس و هر متنجس را كه قابل تطهير با آب است پاك مي كند...

3-  [قسمت داخل پرانتز در رساله ساير مراجع عظام نيست.]

4- اراكي، تبريزي:[پایان مسأله].

خوئي، بهجت:و بهتر اين است كه آب فوّاره با آن آب نجس مخلوط گردد.

زنجاني، وحید:و بنابر احتياط مستحب آب فواره با آن آب نجس مخلوط گردد.

گلپايگاني، صافي:بنابر احتياط واجب بايد آب فوّاره با آن آب نجس مخلوط گردد.

سيستاني:و لازم است كه آب فوّاره با آن آب نجس مخلوط گردد.

(مسأله 21) اگر چيز نجس را زير شيري كه متصل به كُر است بشويند آبي كه از از آن چيز مي ريزد1اگر متصل به كُر باشد و بو يا رنگ يا مزهٔ نجاست نگرفته باشد2پاك است.

1- مكارم: پاك است، مگر اينكه بو يا رنگ يا طعم نجاست به خود گيرد.

زنجاني: چنانچه متّصل به كُر باشد و بو، رنگ يا مزهٔ آن به سبب ملاقات با نجاست آن چيز تغيير نكرده باشد پاك است.

وحید: اگر متصل به مخزنی باشد که آب آن کمتر از کر نباشد چنانچه بو یا رنگ یا مزۀ آن بواسطه نجاست تغییر نکرده باشد پاک است.

2- خوئي، گلپايگاني، اراكي، صافي، سيستاني، بهجت:و عين نجاست هم در آن نباشد...

*****

مظاهری: مسأله – اگر آب عاصم [کر، جاری، باران، چشمه و چاه] به عین نجس برسد و به جای دیگر ترشح کند پاک است، مثلاً اگر آب لوله در وقت تطهیر به نجاست برسد و به بدن برگردد بدن نجس نمی شود.

(مسأله 22)اگر مقداري از آب كُر يخ ببندد و باقي آن به قدر كُر نباشد چنانچه نجاست به آن برسد نجس مي شود، و هر قدر از يخ هم آب شود نجس است.

این مسأله در رساله آیات عظام مکارم و مظاهری نیست.

(مسأله 23) آبي كه به اندازهٔ كُر بوده، اگر انسان شك كند از كر كمتر شده يا نه مثل آب كُر است1، يعني نجاست را پاك مي كند2 و اگر نجاستي هم به آن برسد نجس نمي شود. و آبي كه كمتر از كر بوده و انسان شك دارد به مقدار كر شده يا نه حكم آب كر ندارد3.

1- فاضل، زنجانی:حكم آب كر را دارد...

2- بهجت:در صورتي كه تفاوت بين آبي كه الان هست و آنچه قبلاً بوده كم باشد...

نوري:چيز نجس شده را پاك مي كند...

3- خوئي، زنجاني، تبريزي، سيستاني:حكم آب كمتر از كر را دارد.

*****

مكارم: مسأله- آبي كه به اندازه كر يا بيشتر بوده چنانچه شكّ كنيم از كر افتاده حكم آب كر را دارد؛ و به عكس، اگر آبي كمتر از كر بوده و شكّ داريم كر شده حكم آب كمتر از كر را دارد.

مظاهری: مسأله – آبی که عاصم [کر، جاری، باران، چشمه و چاه] بوده اگر انسان شک کند که هنوز عاصم است یا نه، حکم آب عاصم را دارد؛ مثلاً آبی که به اندازه کر بوده اگر انسان شک کند از کر کمتر شده یا نه مثل آب کر است. و آّبی که عاصم نبوده اگر انسان شک کند عاصم شده یا نه حکم آب عاصم را ندارد؛ مثلاً آبی که کمتر از کر بوده و انسان شک دارد به مقدار کر شده یا نه، حکم آب کر را ندارد.

(مسأله 24) كر بودن آب به دو راه ثابت مي شود:اول: آن كه خود انسان يقين1 كند2. دوم: آن كه دو مردِ عادل خبر دهند3.

1- گلپايگاني، فاضل، سيستاني، صافي: يا اطمينان...

2- نوري:اوّل: آن كه خود انسان تشخيص دهد...

زنجاني:اوّل: آن كه خود انسان يا نوع مردم يقين يا اطمينان كنند و چنانچه در موردي نوع مردم اطمينان ندارند و انسان برخلاف متعارف اطمينان داشته باشد كفايت نمي كند...

3- خوئي، تبريزي:و بعيد نيست كه قول يك نفر مرد عادل بلكه قول كسي كه مورد وثوق و اطمينان است نيز كافي باشد.

سيستاني:و امّا اگر يك عادل يا ثقه يا كسي كه كُر در اختيار او است خبر دهد اگر مفيد اطمينان نباشد اعتبار آن محل اشكال است.

زنجاني:و بنابر احتياط واجب قول يك نفر عادل كفايت نمي كند.

فاضل:و در ثابت شدن آن به خبر ذواليد اشكال است.

*****

مكارم: مسأله- كر بودن آب را از دو راه مي توان شناخت:

 نخست اينكه خود انسان يقين پيدا كند و ديگر اينكه لااقل يك نفر عادل خبر دهد.

بهجت: مسأله- كر بودن آب به سه راه ثابت مي شود:

 1- خود انسان يقين كند ،يا اطمينان داشته باشد بنابر أظهر.

 2- دو مرد عادل خبر دهند.

 3- كسي كه آب در اختيار اوست، بگويد آب كر است؛ مثلاً صاحب منزل بگويد حوض منزل كر است.

وحید: مسأله – کربودن آب به چند راه ثابت می شود:

 اول: آنکه انسان یقین یا اطمینان پیدا کند.

دوم: آنکه دو مرد عادل خبر دهند.

 سوم: آنکه کسی که مورد وثوق است و ظنّ بر خلاف گفتۀ او نباشد خبر دهد.

چهارم: به قول کسی که آب در اختیار اوست در صورتی که متهم به کذب نباشد.

سبحانی: مسأله – کر بودن آب به سه راه ثابت می شود:

 اول: آنکه خود انسان یقین کند.

 دوم: آنکه یک مرد عادل خبردهد.

سوم: کسی که آب در اختیار اوست به کر بودن خبر دهد به شرط اینکه از قول او اطمینان حاصل شود.

مظاهری: مسأله – کر بودن آب به سه را ه ثابت می شود:

اول: خود انسان یقین کند.

دوم: یک نفر ثقه خبر دهد.

سوم: کسی که آب در اختیار اوست به کر بودن آن خبر دهد. مثلاً حمامی بگوید آب حوض حمام کر است.

__________________________________

[1] هر وجب متعارف تقریبا 22 سانتی متر می باشد.

[2] عوامل دیگری همچون فشار هوا بر حجم آب کر تأثیر می گذارد که چون در شرایط معمولی تاثیر آنها اندک است از ذکر آن صرفنظر نمودیم.

 

 

 

 

 

 

 

 

آب قلیل

 

 

 

(مسأله 25)آب قليل آبي است كه از زمين نجوشد و از كر كمتر باشد1.

1- بهجت:و آب باران (در حال باريدن) هم نباشد.

*****

زنجاني، فاضل: مسأله- آب قليل: آبي است كه كر، جاري، باران و آب چاه نباشد.

(مسأله 26)اگر آب قليل روي چيز نجس بريزد يا چيز نجس به آن برسد نجس مي شود، ولي اگر از بالا با فشار روي چيز نجس بريزد1مقداري كه به آن چيز مي رسد نجس2، و هر چه بالاتر از آن است پاك مي باشد3، و نيز اگر مثل فوّاره با فشار از پايين به بالا رود در صورتي كه نجاست به بالا برسد پايين نجس نمي شود و اگر نجاست به پايين برسد بالا نجس مي شود.

1- خوئي، تبريزي، وحید:اگر با فشار روي چيز نجس بريزد...

بهجت:اگر از بالا با فشار، بلكه با مطلق حركت از بالا به پايين روي چيز نجس بريزد...

سیستانی،فاضل، مظاهری:اگر از بالا روي چيز نجس بريزد...

زنجاني:اگر با فشار به چيز نجس برسد ،اگرچه از پايين به بالا باشد...

2- خوئي، تبريزي، سيستاني، زنجاني، وحید: و مقداري كه به آن چيز نرسيده پاك است.[پايان مسأله]

3- گلپايگاني، صافي، سبحانی:[پایان مسأله].

*****

مكارم: مسأله- هرگاه چيز نجسی به آب قليل برسد آن را نجس مي كند (بنابراحتياط واجب) امّا اگر از بالا بريزند فقط آن مقدار كه به نجس رسيده نجس مي شود و اگر به صورت فوّاره از پايين به بالا رود و به چيز نجسي برسد قسمت پايين آن نجس نمي شود.

(مسأله 27) آب قليلي كه براي برطرف كردن عين نجاست روي چيز نجس ريخته شود و از آن جدا گردد، نجس است1و همچنين بنابر أقوي بايد2از آب قليلي هم كه بعد از برطرف شدن عين نجاست براي آب كشيدن چيز نجس روي آن مي ريزند و از آن جدا مي شود، اجتناب كنند3. ولي آب



BY امید عظیمی_OMID AZIMI

ادعيه حين وضو
 
دعاهايى كه موقع وضو گرفتن مستحب است‏

مسأله 264- كسى كه وضو مى‏گيرد مستحب است موقعى كه نگاهش به آب مى‏افتد
بگويد: «بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَ الْماءَ طَهُوراً وَ لَمْ يَجْعَلْهُ نَجِساً»
و موقعى كه پيش از وضو دست خود را مى‏شويد
بگويد: «اللَّهُمَّ اجْعَلْني مِنَ التَّوّابِينَ وَ اجْعَلْنِي مِنَ الْمُتَطَهِّرينَ»
و در وقت مضمضه كردن يعنى آب در دهان گرداندن
 بگويد: «اللَّهُمَّ لَقِّني حُجَّتي يَوْمَ أَلْقاك وَ أَطْلِقْ لِساني بِذِكْرِكَ»
و در وقت استنشاق يعنى آب در بينى كردن
بگويد: «اللَّهُمَّ لا تُحَرِّمْ عَلَىَّ ريحَ الْجَنَّةِ وَ اجْعَلْنِي مِمَّنْ يَشَمُّ رِيحَهَا وَ رَوْحَهَا وَ طِيبَها»
و موقع شستن رو
بگويد: «اللَّهُمَّ بَيِّضْ وَجْهِي يَوْمَ تَسْوَدُّ فِيهِ الْوُجُوهُ وَ لا تُسَوِّدْ وَجْهِي يَوْمَ تَبْيَضُّ فِيهِ الْوُجُوهُ»
و در وقت شستن دست راست
بخواند: «اللَّهُمَّ أعْطِني كِتابي بِيَمِيني وَ الْخُلْدَ في الْجِنَانِ بِيَساري وَ حاسِبْني حِسَاباً يَسِيراً»
و موقع شستن دست چپ
بگويد: «اللَّهُمَّ لا تُعْطِنِي كِتابِي بِشِمِالي وَ لا مِنْ وَراءِ ظَهْرِي وَ لا تَجْعَلْهَا مَغْلُولَةً الى‏ عُنُقي وَ اعُوذ بِكَ مِنْ مُقَطَّعاتِ النّيرانِ»
 و موقعى كه سر را مسح مى‏كند
بگويد: «اللَّهُمَّ غَشِّني بِرَحْمَتِكَ وَ بَرَكاتِكَ وَ عَفْوِكَ»
و در وقت مسح پا
بخواند: «اللَّهُمَّ ثَبِّتْنِي عَلَى الصِّراطِ يَوْمَ تَزِلُّ فِيهِ الاقْدامُ وَ اجْعَلْ سَعْيي في ما يُرْضِيكَ عَنّي يَا ذَا الْجَلالِ وَ الْاكْرَامِ».
 

** توضيح المسائل امام خميني

امام کجایی که ببینی . . .





BY امید عظیمی_OMID AZIMI

آداب و آثار نماز جماعت

 آداب نماز جماعت

1- به نماز جماعت اهميت بدهيد ترك نماز جماعت ،اگر از روي بي احترامي باشد،جايز نيست.
2- با خاطر ايرادات جزيي امام جماعت، ماز جماعت را ترك نكنيد.
3- در هر حال نماز جماعت تشكيل دهيد: حتي با دوستان و اهل خانواده
4- هيچ گاه نماز جماعت را به بهانة درس و كار و... ترك نكنيد.
5- هيچ وقتبه اميد با گام اينكه در نماز فردي حال بهتر و حضور قلب بيشتري داريد ،نماز جماعت را ترك نكنيد.
6- بهتر است قبل از اذان براي جماعت  اماده شده باشيد
7- (اطرافيان خود را براي شركت در نماز جماعت تشويق كنيد ( با قول و عمل)
8-  چنانچه قبل از اقامة ماعت نماز را فرادي خوانديد بهتر است دوباره نماز را با جماعت بخوانيد
9- براي شركت در نماز جماعت بهترين لباسهاي خود را بپوشيد، و عطر بزنيد.     
10-پيش از حضور در جماعت، بوي بد لباس و اعضاي بدن خود را از بين ببريد.
11-سعي كنيد از ابتدا به جماعت برسيد ؛تا فضيلت و ثواب تمام آنرا درك كنيد.
12- هيچگاه با اصرار از ديگران نخواهيد كه در بين صفوف به شما جا دهند.
13-در صف نماز  جماعت صفها را منظم تشكيل دهيد.
14- هيچگاه نسبت به ايستادن در كنار افراد ضعيف و فقير تكبر نكنيد.
15- مراقب باشيد، به جهت شرور و تكبر، در صف‌هاي جلو نايستيد و براي ريا در صف‌هاي عقب قرارنگيريد.
16-پاي خود را روي جانماز و مهر ديگران نگذاريد.
17-متوجه نماز خود باشيد و از توجه ديگران و اعمالشان خودداري كنيد.
18-در اعمال نماز جماعت زياد از امام جماعت عقب نيفتيد.
19-دراز كار،صداي خود را به دري بلند نكنيد كه مزاحم ديگران بوده و تمركزشان را به بزند.
20- براي رسيدن به ثواب بيشتر، زود تكبير گفته و اقتدا كنيد.
21- هر گاه خواستيد در حال ركوع اقتدا كنيد، براي خبر كردن امام جماعت يكبار تكبير گفتن كافي است آنرا تكرار نكنيد و آية صبر و ....نخوانيد.
22- در خواندن دعاهاي پس از نماز ؛با ديگران هم صدا و هماهنگ باشيد.
23-پس از اتمام نماز،با برادران ديني احوالپرسي كرده و جوياي احوال غائبين باشيد.
24-هيچگاه از امام جماعت درخواست نكنيد كه سرعت ماز را به دلخواه شما تنظيم كند.
25- درو وقت ورود و خروج،مراقب باشيد پاي خود را روي كفش ديگران نگذاريد.
26- مستحب است بعد از گفتن قد قامت الصلوه امام جماعت ،مأموين برخيزيد.
27- اگر در صف‌هاي جماعت جا باشد ،مكروه است انسان تنها بايستد.
28-مكروه است مأموم ذكرهاي نماز را طوري بگويد كه امام جماعت را بشنود.
29- پيامبر اكرم(ص) فرمودند:يك نماز جماعت بهتر است از چهل سال نماز فرادي در خانه.
30- شركت در نماز جماعت براي هر كس مستحب است به ويژه براي همسايه مسجد.
31-مستحب است كه انسان صبر كند كه نماز را به جماعت بخواند.
32- نماز جماعت، هر چند اول وقت خوانده نشود،از نماز فرادي اول وقت بهتر است.
33- نماز جماعتي كه مختصر خوانده مي‌شود،از نماز فرادايي كه طول بدهد بهتر است.
34- امام يا مأموم مي‌توانند نمازي را كه به جماعت خوانده دوباره به جماعت بخوانند،در صورتي كه جماعت دوم و اشخاص آن غير از اول باشند.
35-فاصلة امام و مأموم و فاصلة صف‌ها زياد نبايد باشد.
36- كسي كه ايستاده نماز مي‌خواند، نمي‌تواند به كسي كه نشسته يا خوابيده نماز اقتدا كند.
37-مستحب است امام در وسط صف بايستد و اهل علم ،كمال و تقوي در صف اول بايستند. 
 

به كوشش فرهاد نشاط فر،كارشناس آموزش و پژوهش
 

نويسنده:فاطمه وثوقى 
 

آثار فرهنگى، اجتماعى و تربيتى نماز جماعت

 
خبرگزاري فارس:واژه «صلاة» در لغت به معناى دعاست از آنجا كه نماز شامل دعا نيز مى باشد اين واژه از معنى لغوى خود به اعمالى كه نماز خوانده مى شود, نامگذارى شد. مقاله حاضر به بررسى مختصرى در مورد آثار فرهنگى, اجتماعى و تربيتى نماز جماعت مى پردازد.
 

((اقم الصلاه لذكرى))(1)
براستى چرا نماز از ميان اعمال و عبادات دين به عنوان ياد خداوند و عمود دين معرفى و توصيه شده است و اندازه ثواب اين فريضه بهنگام برپايى با جماعت خارج از تصور انسان است.
حضرت پيامبر(ص) فرمودند: ((اگر تعداد نمازگزاران صفوف جماعت از 10 نفر فراتر رود, پاداش هر ركعت آن, آنقدر زياد مى گردد كه حتى اگر تمام آسمانها كاغذ شود و تمام درياها مركب, و همه درختان قلم گردند و همه فرشتگان مإمور نوشتن آن, نمى توان پاداش آن را ثبت نمود و پاداش آن فقط در خور محاسبه ذات بيكران الهى است.))(2)
در حديثى ديگر حضرت فرمودند: ((هر كس مقيد به حضور در نماز جماعت تحت هر شرايطى باشد از پل صراط همچون برق عبور مى كند و به بهشت نائل مى گردد.))(3)
مقاله حاضر به بررسى مختصرى در مورد آثار فرهنگى, اجتماعى و تربيتى نماز جماعت مى پردازد.
لكن در اين ميان نبايد از مكان نماز جماعت (مسجد) غفلت كرد.
واژه ((صلاه)) در لغت به معناى دعاست از آنجا كه نماز شامل دعا نيز مى باشد اين واژه از معنى لغوى خود به اعمالى كه نماز خوانده مى شود, نامگذارى شد. بنابراين انسان نمازگزار روزانه 3 يا 5 نوبت به درگاه خالق خود دعا مى كند. به اين معنا كه خدا را به يارى خود مى طلبد و از او انتظار اميد به زندگى شايسته را دارد.
اين نوع ارتباط معنوى به اعتقاد روانشناسان به (درونى شدن) منجر مى شود. كه در اين صورت انسان موحد كسى را جز خداى سبحان اميد و پشتوانه خود نمى داند و اين احساس مايه انگيزش او در تمام عرصه ها خواهد بود. با توجه به اينكه خالق هستى (رب العالمين) است و تمامى فرهنگ از جانب او به بشر رسيده است, شيوه دعا كردن را به بنده خود آموزش داده كه چگونه با خداى خود سخن بگويد و چه چيزى را از او مسئلت نمايد. آنچه در منابع روايى به عنوان عمود دين از نماز ياد شده, در واقع مى توان گفت, به منزله شاهرگ حيات طيبه است كه بنده نمازگزار به دست خود مقدمات آن را فراهم كرده و بنايى محكم و رو به آسمان, به طرف بالا پيش مى برد. تا در هنگام نياز, بر آن تكيه زده و كمر راست كند.
پس بنابراين, اين ستون هرچه بيشتر و محكمتر بنا شود بهره ورى آن نيز افزون خواهد بود.
حال كه دانستيم نماز دعا و نيايش به سوى معبود و ستون دين است, سزاوار است كه اين ستون در مكان هاى مقدس مسجد توسط افراد صالح و پرهيزگار برپا شده و حفظ و حراست گردد.
با مرور آيات و روايات در مورد نماز به اين نكته مهم پى مى بريم كه نماز سررشته ارتباط بنده با خالق بوده و جذابيت اين رشته بسان آهن ربا نمازگزاران متعهد را در اوقات معين روزانه سه يا پنج بار به سوى مكانهاى برگزارى نماز جماعت به قصد احيإ ستونهاى جديد و بسيار مى كشاند.
قطع نظر از احيإ ستونهاى جديد و افزون, استحكام بناى عظيم دين و آئين نيز افزون گرديده و ساليان دراز نسلهاى آينده در زير سايه آرامش بخش آن به حيات طيبه خود ادامه خواهند داد. در اين رابطه قرآن كريم مى فرمايد:
((انما يعمر مساجد الله من آمن بالله واليوم الاخر واقام الصلاه وآتى الزكاه ولم يخش الا الله فعسى اولـئك ان يكونوا من المهتدين)).(4)
واژه ((انما)) كه در عربى به معناى حصر است, تعمير مساجد منحصر به افراد نمازگزار شده مى فرمايد: ((منحصرا تعمير مساجد خدا به دست كسانى است كه به خدا و روز قيامت ايمان آورده و نماز (پنجگانه) بپا دارند و زكاه مال خود بدهند و از غير خدا نترسند آنها اميدوار باشند كه از هدايت يافتگان راه خدا هستند.)) 
 

آثار فرهنگى در نماز جماعت چگونه تحصيل مى شود؟

 
همانطور كه مسجد در صدر اسلام محل پذيرش افراد مختلف و محل اجتماعات سياسى, فرهنگى, اجتماعى بود, امروز نيز پذيراى مربيان و متربيان جهت تعليم و تربيت و مكان اوج سالكان راستين است.
در اينجا ذكر اين نكته لازم است و آن اينكه حضور فيزيكى امام جماعت عملا در ميان همه اقشار مختلف مردم مسلمان و نمازگزار يا ممكن نيست و يا به صورت ملاقات با بخش كوچكى از مردم امكان پذير است. اما به بركت حضور در نماز جماعت ارتباط معنوى و صميمانه مردم با امام جماعت ميسر مى گردد و مردم به عنوان پيام رسانان دين از وجود ائمه جماعات بهره مند مى گردند. و متقابلا آنها نيز درصدد بالابردن سطح فرهنگ و آگاهى اسلامى مردم نمازگزار تلاش مى كنند. و به يارى يكديگر يك فضاى سالم و پاكيزه براى رشد اركان اسلامى و ارزشى مهيا مى نمايند.
همانطور كه مى دانيم تربيت, اركان حيات اجتماعى انسان است, و لذا توجه به ابعاد مختلف تربيتى, توجه به شخصيت والاى انسان است. در اصول تربيتى, محيط زيست يكى از عوامل تإثيرگذار بوده و مى تواند كفه ترازوى تربيت را به نفع خود سنگين نمايد. بنابراين مساجد و مكانهاى برگزارى نماز جماعت به عنوان يكى از محورهاى تربيتى قابل توجه مى باشد.
به هنگام اوقات نماز يوميه, با نداى موذن بندگان صالح, وقت شناس و وظيفه شناس به سوى ميعادگاه روانه مى شوند حضور به موقع و منظم نمازگزاران اثر تربيتى مطلوب در ارج نهادن به نداى ((حى على خير العمل)) دارد و نشانگر نياز انسانها به اعمال نيك مى باشد كه در سايه انجام عمل خير به آرامش درونى مى رسند و با عطر معنويت كه از وجود افراد صالح و متقى تراوش مى كند, روح خود را نيز معطر مى نمايد.
انجام اعمال عبادى نماز جماعت به صورت يك دست و منظم, بيانگر اين حقيقت است كه اگر افراد مسلمان اراده بكنند مى توانند در تمام امور زندگى نظم و انضباط داشته و با بهره گرفتن از قابليت هاى نهان و آشكار خود, حلال مشكلات خود و ديگران باشند.
به عبارت ديگر هم اكنون كه جماعت مومن نمازگزار اراده كرده و به دلخواه و به صورت اختيارى همه با هم, در كنار هم براى احيإ شعائر اسلامى قدم پيش گذاشته و مصمم به انجام آن هستند, به همان نسبت خواهند توانست در ساير امور دينى پيش گام بوده و با بهره گيرى از نيروى ايمان و استعدادهاى موجود, قله هاى كمال را تسخير كنند. و هرگاه اين رفتارها به صورت مدام و مستمر صورت بگيرد (حضور در جماعت) از خلاقيتها و صفات خدا پسندانه افراد صالح بهره برده و متإثر شده, در نتيجه به اصلاح و خودسازى پرداخته و اين شكوفايى را به جامعه نيز سرايت خواهند داد. در علم روانشناسى اين مرحله از رفتار به رمز خويشتن يابى معروف است, مساجد و ساير مكانهاى نماز جماعت علاوه بر محل نيايش بودن, منابع اشاعه فرهنگ اسلامى و محل به نمايش گذاشتن قدرت و اقتدار امت اسلامى نيز مى باشد. و روزانه سه يا 5 بار افراد مومن در خدمت خالق خود بوده و براى جان نثارى و اطاعت از ساير اوامر مولا اعلان آمادگى مى كند و نفس اين عمل هشدارى است براى دشمنان اسلام, و گام نخستين براى حركت احيإ عدالت اجتماعى و ظلم ستيزى.
علاوه بر مطالب ذكر شده اجتماع مسلمين در نماز جماعت بسان دژ محكم و سنگر مقاومت و مقر فرماندهى و محل تصميم گيريهاى مهم سياسى, فرهنگى و اجتماعى مى باشد. و در برابر توطئه گران و بدخواهان دين, اعلام موضع كرده و آرامش نسبى آنها را به هم مى ريزد.
امام راحل(ره) در اين رابطه فرمودند: ((شما ملت براى اسلام قيام كرديد و براى اسلام اين همه زحمت كشيديد و داريد مى كشيد. مراكزى كه مراكز بسط حقيقت اسلام است,. .. فقه اسلام است و آن مساجد است, اينها را خالى نگذاريد اين يك توطئه است كه مى خواهند مسجدها را كم كم خالى كنند. مساجد بايد مركز تربيت صحيح باشد...))(5)
اكنون كه سخن از مسجد به ميان آمده اشاره اى هم به محراب مسجد داشته باشيم. همانطور كه در مقر فرماندهى, فرمانده ارشد در مكان مخصوص قرار مى گيرد و خط و رمز را مشخص مى نمايد و ديگران از او پيروى مى كنند, در مسجد نيز محراب مسجد از يك چنين جايگاهى برخوردار است و امام جماعت به عنوان مربى و رهبر در محل محراب به انجام اعمال عبادى نماز مشغول شده وساير نمازگزاران از وى پيروى كرده و دنباله رو وى مى باشند.
محراب مسجد همانطور كه از نامش پيداست محل جنگ با شيطان است. در اينجا لازم است به نكته اى ظريف اشاره كنيم و آن اينكه از نظر روانشناسى ممارست دائمى انسان با هر چيزى اثر پذيرى را به دنبال خواهد داشت و انسان را قرين خود خواهد كرد.
بنابراين مشاهده روزانه (محراب عبادت) با توجه به فلسفه وجودى محراب, به تدريج توجه افراد نمازگزار را از دشمن درون به دشمن بيرونى معطوف خواهد كرد.
به عبارت ديگر اكنون كه شيطان درونى به چشم مشاهده نمى شود شيطان بيرون كه همانا دشمنان دين اسلام هستند مظهر شيطانند. و قابل موضع گيرى, پس اولين گام, مبارزه با شيطان و ظلم ستيزى در نماز جماعت برداشته خواهد شد.
هرگاه اين احساس و طرز تفكر در جمع نمازگزاران به وجود بيايد, بدون آنكه در اين باره با يكديگر به گفتگو بپردازند همگان نسبت به دشمن خويش اظهار تنفر مى كنند و مانند هيزمى هستند كه مهياى روشن كردن است و اين احساس زمانى به اوج مى رسد كه خطيب جمعه يا جماعت, طى خطابه اى مردم را نسبت به دشمنان دين آگاه كرده و يا در آنها انگيزه هاى نفرت را بيدار كند. و لذا ديده مى شود غالب تظاهرات و اظهار تنفر, نسبت به دشمنان و توطئه گران بعد از نمازهاى جماعت و جمعه صورت مى گيرد.
در تاريخ فلسطين آمده است كه غالب راهپيمايى هاى مردمى به رهبرى روحانيت بعد از نمازهاى جماعت شكل مى گرفت و همراه با پيروزى بود.))
روانشناسان معقتدند هرگاه افرادى عصبانى باشند و در عين عصبانيت اگر با اسباب و ابزارى كه از عوامل تحريك كننده است روبرو شوند عصبانيت آنها شدت خواهد يافت. پس بنابراين نظريه حضور نمازگزاران متنفر از شيطان و مظاهر شيطانى در كنار محراب عبادت, انگيزه ظلم ستيزى را تقويت مى كند و فرهنگ ظلم ستيزى به دست فراموشى سپرده نمى شود. و بلكه همواره افراد مسلمان در حال آماده باش روحى وفيزيكى قرار مى گيرند و از دشمن خود غافل نمى باشند. چنانچه در شكل گيرى و تداوم انقلاب اسلامى ما اين تفكر و احساس نقش كليدى به همراه داشت.
در واقعه كربلا روز عاشورا امام حسين(ع) و انصار باوفايش بعد از انجام نماز ظهر, لباس شجاعت و شهامت بر تن كرده و بر عليه ظلم بنى اميه وارد ميدان نبرد شدند و دليرانه در ركاب امام, جام شهادت را نوشيدند.
سربازان دلير ايران زمين نيز غالبا بعد از نماز جمعه و جماعت عازم جبهه هاى نبرد مى شدند. و طبق آنچه كه راويان جنگ نقل مى كردند, حمله هاى بسيارى, بعد از نماز صورت مى گرفت. 
 

فرهنگ همكارى و تعاون


همكارى و تعاون كه از عوامل وحدت آفرين و استحكامبخش جامعه هستند غالبا در نماز جماعت بيش از ساير اجتماعات به چشم مى خورد. مراعات حقوق ديگران و يارى آنها, رسيدگى به مشكلات برادران دينى در نماز جماعت مطرح شده و به همت مردم كارهاى مفيد و مهم صورت مى گيرد.
به عنوان مثال در اجتماع جمعه و جماعت از مردم خواسته مى شود كه براى رفع خشك سالى در نماز استسقإ حاضر بشوند. و مردم با انگيزه ((تعاونوا على البر)) سه روز به خاطر همنوعان خود روزه گرفته و نماز مى خوانند. اينگونه اعمال نه تنها مشكلات مومنين را از سر راه برمى دارد, بلكه از عوامل پيوند اجتماع و مردم نيز هست, افراد نمازگزار با حضور خود در صفوف نماز به ((اعتصموا بحبل الله)) جامه عمل مى پوشانند.
امام صادق(ع) مى فرمايند: ((به هم بپيونديد و با هم نيكى كنيد و به هم مهربانى كنيد و برادران خوشرفتارى باشيد, چنانكه خداى عزوجل به شما فرموده)) از فرما(6)يشات امام استفاده مى شود كه تعاون و نيكى مهربانى به همراه داشته و موجب جلب ساير مومنين به جمع نمازگزاران مى گردد. امروز در جوامع غير مسلمان عامل اصلى از هم گسيختگى ملتها و دولتها عدم وجود عاطفه و تعاون و دلسوزيست.
رسول مكرم اسلام مى فرمايند: ((من اصبح لا يهتم بامور المسلمين فليس بمسلم;(7) هر كس صبح كند و اهتمامى به كار مسلمانان ندارد, پس مسلمان نيست.)) هرگاه مومنين در سه وعده حضور به امور برادران خود همت بگمارند ديگر تنش روانى در جامعه وجود نخواهد داشت. خداوند سبحان دعايى را قرين اجابت كرده كه در جمع مسلمين دعا شده باشد كه نوعى تعاون به شمار مى رود. 
 

فرهنگ ايثار و انفاق


از ديگر بركات نماز جماعت اشاعه فرهنگ ايثار و انفاق است, كه گاهى در حد اعلا و ممتاز مشاهده مى شود.
جمع نمازگزارانى كه در حال نماز از خداى مهربان هدايت و نعمت را مسئلت مى نمايند ((صراط الذين انعمت عليهم...)) به تبع اين درخواست خود نيز گامى در جهت نعمت بودن براى ساير برادران خود برمى دارد. اعلام نياز بعد از نماز و به دنبال آن اقدام عمل افراد, از شاخصه هاى فرهنگ جمع نمازگزار است زمانى كه آيات ((اهدنا الصراط)) خوانده مى شود همگان هدايت را براى همنوعان خود مى خواهند, در واقع با دعاى خود به ديگران احسان مى كنند. در برخى از آيات نماز و انفاق قرين هم آمده اند:
((والذين صبروا ابتغإ وجه ربهم واقاموا الصلاه وانفقوا مما رزقناهم))(8)
و هم در طلب رضاى خدا راه صبر پيش مى گيرند و نماز بپا مى دارند و از آنچه نصيبشان كرديم پنهان و آشكار انفاق مى كنند)) ((الذين يقيمون الصلاه ومما رزقناهم ينفقون اولـئك هم المومنون حقا لهم درجات عند ربهم ومغفره ورزق كريم))(9) و نماز را با حضور قلب بپا مى دارند و از هرچه روزى آنها كرديم (علم و جاه و مال) انفاق مى كنند. آنها براستى و حقيقت اهل ايمانند و نزد خدا مراتب بلند و آمرزش و روزى نيكو (علم و ادب) مخصوص آنهاست.
بطور طبيعى اطلاع رسانى در مورد نياز و مشكلات مردم محروم در حالت عادى امكان پذير نيست و در صورت اقدام به اطلاع رسانى تنها بخش كوچكى از جامعه مطلع مى شوند. اما حضور در جماعت اين كار را سهل و ساده و به صورت مطلوب امكان پذير مى نمايد. و اقشار مختلف مردم از هر گوشه و كنار شهر در اسرع وقت به نداى هل من ناصر برادران محروم خود لبيك مى گويند و اين رفتار و اعمال انسانى احساس عاطفى را رشد مى دهد. 
 

آثار اجتماعى

تعهد
ميان اديان و مكاتب, اسلام بيشترين توجه را براى مراعات و حقوق انسانها قائل شده و به عنوان حق الناس در جايگاه عدالت اجتماعى آن را مطرح كرده است. هنگام برپايى نماز جماعت مومنين ملزم به مراعات آداب و احكام نماز از جمله غصبى نبودن مكان نماز هستند, به اين معنا كه هرگاه مومن سجاده خود را قبل از سايرين در محل نماز گسترده باشد ديگران حق ندارند آن را برداشته و خود در آن محل به نماز بايستند. همين تعهد در وجود جمع نمازگزار ملكه شده و در ساير امور آنها نيز سرايت داده مى شود و ناخودآگاه تبديل به يك رفتار اجتماعى مى گردد.
تعهد به حضور مستمر و منظم در نماز جماعت نيز تمرينى است براى ساير تعهدات ملى و مذهبى, به بركت اين اخلاق پسنديده محيط كارى و زندگى از يك امنيت و آرامش مطلوب برخوردار مى شود و از سوى ديگر به تنش زدايى كمك چشم گيرى مى كند. احساس مسئوليت قطعا انسان را به تعهد وادار مى كند و سبب حل بسيارى از مشكلات اجتماعى مى گردد. به عنوان مثال در محيط كارى پاسخ به موقع به نياز ارباب رجوع, احساس عاطفى و صميمى آنها را به دنبال خواهد داشت, كه هرگاه اين نوع برخورد در همه محيطهاى كارى و زندگى اجرا شود, جامعه از يك امنيت نسبى برخوردار خواهد شد و اعتماد همگان را جلب خواهد كرد و مشاركت و همكارى را نيز به دنبال خواهد داشت. 
 

همدردى و...
با تجديد حضور در نماز جماعت پيوند عاطفى و معنوى نيز تجديد مى گردد. حضور معنوى كه عامل گسترش مشتركات معنوى مى باشد, جمع نمازگزار را به همسويى و همفكرى فرا مى خواند و اين احساس در آنها به وجود مىآيد كه بنىآدم اعضاى يكديگرند و بنابراين نبايد از درد و رنج هموطنان خود غافل بشوند. و همين احساس از قوه به فعل تبديل شده و افراد مومن را به سراغ دردمندان مى فرستد و با حضور فيزيكى و معنوى باعث تسكين آلام آنها مى گردد.
در جبهه عمل نيز اين رفتار به ساير مومنين انتقال داده مى شود و عزم همگان براى رفع گرفتاريها و احيإ آرامش روانى در جامعه فراهم مى گردد. همدردى و همدلى با مومنين در مكتب انسان ساز اسلام سرآغاز خردمندى است, بعد از ايمان به خدا, و در منابع روائى بدان توصيه شده است.
يكى از علل شاد كردن قلب مومن كه در روايات به آن توجه شده است اين است كه فرد مسلمان با انگيزه شاد كردن دل مسلمانى, با حضور سبز خود بار سنگين درد و رنج را از دوش برادر خود برگرفته و خود را با او شريك مى داند و عامل اميدوارى براى آنهاست و از سوى ديگر احساس همبستگى, مودت, همكارى بين اقشار مردم مسلمان زنده و با طراوت پابرجا مى ماند و آثار مطلوب آن در پرورش و تربيت نسل آينده متجلى مى گردد.
بى شك شكوه و عظمت همدردى در نمازهاى جماعت بيش از ساير اجتماعات خواهد بود و به علت حضور مستمر مردم بدين سان پايه هاى بهداشت روانى در جامعه متزلزل نخواهد شد و جامعه از ابتلا به بيمارى دردناك (بى تفاوتى) نجات پيدا خواهد كرد. به قول روانشناسان در اثر ممارست فكرى و عمل مردم در سه وعده نماز جماعت به درونى شدن اين افكار و رفتار منجر خواهد شد. و يك زندگى ايده آل را براى نسل امروز و آينده تدارك خواهد ديد. احساس همدردى و همفكرى زمانى پديدار مى گردد كه برادرى از درد و رنج برادرش مطلع شود و آن را درك كند.
اين احساس در اجتماع جماعت نمازگزار به راحتى قابل رويت و لمس مى باشد. كه مومنان در كنار هم قرار گرفته ضمن عبادت از حال يكديگر نيز باخبر مى شوند و با هم تشريك مساعى مى نمايند و در صورت عدم حضور دوستى, سراغ او را مى گيرند. و چه بسا در پى او به تكلف نيز مى افتند. اسلام همدردى با ساير بندگان را امرى ضرورى تلقى مى كند و آن را عامل ثبات و آرامش جامعه مى داند. زمانى كه سپاه معاويه به يكى از شهرهاى بلاد اسلامى حمله مى كردند و خلخال از پاى زن يهودى درآوردند, مولاى متقيان فرمودند: اگر مسلمانى از اين غصه بميرد جاى سرزنش نيست. همدردى و همدلى در پايدارى ارزش هاى اسلامى نقش خوبى را ايفا مى كنند و يك حالت عرفان در دلها به وجود مىآورد كه همگان را به سوى معنويت سوق مى دهد.
الكسيس كارل مى گويد: ((احساس عرفانى جنبش است كه از اعماق فطرت ما سرچشمه گرفته است و يك غريزه اصلى است, انسان همانطور كه به آب نياز دارد, به خدا [ ومعنويت] نيز محتاج است, اما آنچه كه اين احساس را پديد آورده يا بيزار كرده نقش اساسى را دارد.))(10)
امام صادق(ع) فرمودند: مومن برادر مومن است, چشم و راهنماى اوست به او خيانت نكند و به او ستم نكند و او را گول نزند و با او وعده خلاف نكند.(11)
در موردى ديگر امام چنين مى فرمايد: ((مومن برادر مومن است چون يك تنند و اگر يكى را دردى رسد, در ديگر پاره هاى تن دريافت مى شود, و روحشان از يك روح است و براستى روح مومن به روح خدا پيوسته تر است از پيوستن پرتو آفتاب بدان.))(12)
با توجه به توصيه هاى امام بر همه مومنان لازم است كه در هر حال از احوال يكديگر باخبر بشوند و تا عضوى از اعضإ پيكر اسلامى آرام نگيرد آنها نيز آرامش نداشته باشند. 
 

دوستى ها
از آنجا كه انسان موجود اجتماعى است در روابط اجتماعى ناگزير از انتخاب دوست مى باشد. مى توان گفت يكى از اركان (وحدت) معاشرتها و دوستى هاى صحيح و سالم در مكان هاى نمازجمعه و جماعت است كه در اثر آشنايى و ديدارهاى روزانه به شكل احسن انتخاب دوست ميسر مى باشد. و حتى ادامه دوستى اين گونه افراد مى تواند در روز قيامت هم به صورت شفاعت چهره بنماياند. ((اين گروه مى توانند در چارچوب اذن الهى درباره افراد خاصى كه روابط معنوى آنان با خدا برقرار بوده و پيوند روحى آنها با شفيعان الهى نگسسته باشد, درخواست آمرزش گناه وطلب مغفرت بنمايند. لازم به ذكر است شفاعت مخصوص افرادى است كه خداپسندانه وارد صحنه قيامت گردند و از گناهانى كه سلب شايستگى شفاعت را مى كنند برحذر باشند.))(13)
دوستانى كه در نماز جماعت انتخاب مى شوند براساس تولى و تبرى است و از اعتياد و قاچاق و... سر درنمىآورد, دوستانى كه با معيارهاى دينى برگزيده شده اند همواره موجب زينت و سرافرازى انسان بوده اند نمونه هاى بارز اين گونه دوستى ها را در دفاع مقدس به وضوح مشاهده كرده ايم كه چگونه تا پاى جان دوستان زخمى خود را از صحنه نبرد خارج مى كردند. و نكته مقابل اين نوع دوستى, دوستى افراد غير صالح و غير منفى است كه غالبا به هنگام گرفتارى نه تنها از دوست خود حمايت نمى كنند, بلكه او را لو مى دهند و يا تنها رها مى كنند!
قرآن مى فرمايد: ((ويوم يعض الظالم على يديه يقول يا ليتنى اتخذت مع الرسول سبيلا (14) يا ويلتى ليتنى لم اتخذ فلانا خليلا لقد اضلنى عن الذكر بعد اذ جإنى وكان الشيطان للانسان خ(15)ذولا))
به خاطر بياور روزى كه ظالم دست خويش را از شدت حسرت به دندان مى گزد و مى گويد: اى كاش من با رسول حق راه دوستى و اطاعت پيش مى گرفتم. اى واى بر من كاش فلان را دوست خود انتخاب نكرده بودم او مرا از ياد حق گمراه ساخت, بعد از آنكه آگاهى به سراغ من آمده بود و شيطان هميشه مخذول كننده انسان بوده است. بنابر فرموده مفسران, اين كار شايد به خاطر اين باشد كه اين گونه اشخاص هنگامى كه به گذشته خويش مى نگرند خود را مقصر مى دانند و تصميم بر انتقام از خويشتن مى گيرند و لذا پشت دست خود را گاز مى گيرند.
حضرت على(ع) مى فرمايند: ((همنشينى با دوست عاقل روح را زنده مى كند)).(16)
و نيز مى فرمايند: ((با دانشمندان و حكما مجالست و همنشينى كردن عقل ها را زندگى مى بخشد و نفوس را از بيماريهاى اخلاقى شفا مى بخشد.))(17)
در منابع روايى آمده است كه انسان با هر چيزى كه مونس شده و آن را دوست داشته باشد روز قيامت با همان محشور مى شود. 
 

نقش تربيتى
تربيت زمينه ساز شكوفايى و تقويت رفتارها و اخلاق و آداب صحيح براى زندگى بهتر است .
ساليان متمادى علماى تربيتى با تلاش خود سعى در پيدا كردن راه حلهاى مناسب براى تربيت بوده اند, اما على رغم زحمات انجام شده هنوز هم بشر نتوانسته است به يك تربيت ايدهآل دست يابد, يك فرد مسلمان براى تربيت به ابزار و لوازمى نياز دارد كه خمير مايه آن از منابع اسلامى دريافت مى شود مگر نه اين است كه ما معتقديم اصول اوليه تربيت توسط انبيإ الهى به دست بشر رسيده است بنابراين قبل از آنكه سراغ كتب و علوم جامعه شناسى, روان شناسى و تربيتى برويم بهتر است به منابع اسلامى و در رإس آنها به كتاب خدا رجوع كنيم. خداوند در كلام خود مى فرمايد: ((يا ايها الذين آمنوا لا ترفعوا اصواتكم فوق صوت النبى))(18) اى اهل ايمان (با رسول با ادب سخن بگوييد) فوق صوت پيامبر صدا بلند نكنيد كه اعمال نيكتان (در اثر بى ادبى) محو و باطل شود و شما فهم نكنيد.
در اين آيه شريفه اشاره به حفظ حرمت مربى شده كه متربى ملزم به رعايت آن مى باشد. به اين معنا كه هرگاه انسانهاى هدايت نيافته و تربيت نشده به ديده عظمت و بزرگ به مربى خود ننگرند. در سخنان تربيتى او راهكارهاى تربيتى پيدا نخواهند كرد. و از نظر عمل خداوند سبحان در آداب نماز سلسله مراتب را به اينگونه مشخص كرده است كه شخص نمازگزار ابتدا با تكبيره الاحرام وارد نماز مى شود و در ركعت دوم شهادت به رسالت پيامبر خدا مى دهد و در پايان نماز با درود به صالحان نماز را به پايان مى رساند.
نكته تربيتى اين جاست كه جمع نمازگزاران به جماعت, طبق يك تربيت اسلامى كه ريشه آن در خانواده ها بنا نهاده شده احترام به امام جماعت, افراد مسن و ساير افراد مومن را به فراخور حال و موقعيت معنوى و... رعايت مى كنند. امور تربيتى غالبا با روان سر و كار دارند تا با جسم و آنچه از تربيت در رابطه با جسم بكار گرفته مى شود اكتسابى است از اين رو حضور در جمع تربيت شده مى تواند راه سهل و آسان كسب آداب و اخلاق مقبول جامعه اسلامى را در اختيار جمع نمازگزار قرار مى دهد.
علماى تربيتى نيز به اين مطلب اذعان دارند كه اجراى مناسك دينى به منزله يادآورى و بازخوانى عقايد دينى است ((و تقيد و التزام به قواعد و قوانين اخلاقى, نوعى در قيد شدن است و انسانهاى خويشتن دار بهتر مى توانند اين قيد را بر خويشتن تحميل كنند. مناسك دين نوعى تمرين براى خويشتن دارى و تحمل قيود است و مى تواند مقاومت در برابر جاذبه هاى نفسانى را افزايش دهد و موانع زيست اخلاقى را كم كند. ))(19)
از ديگر نكات تربيتى نماز جماعت مى توان به وقت شناسى اشاره كرد. حاضر شدن منظم و مستمر بر سر نماز جماعت نوعى نظم در زندگى و ساير امور دينى آنها به وجود مى‌آورد به ويژه نظم در انجام فريضه نماز هر چند در غير نماز جماعت بكند.
خلاصه اينكه نماز جماعت مكان مقدسى است براى عروج به درجات عالى انسانى و رشته اى است براى پيوند دلها و تفكرها در جهت استحكام اتحاد و همبستگى و منبعى است براى تقسيم مهربانى ها و صفا و صميميت ها. 
 

پى نوشت ها:
1 . طه / 14.
2 . پرستش آگاهانه, ص158.
3 . همان, ص159.
4 . توبه/ 18.
5 . نماز و زندگى, هشتمين اجلاس سراسرى نماز (مقالات) ص112.
6 . اصول كافى, ج3, ص269.
7 . همان, ص251.
8 . رعد / 22.
9 . انفال/ 4 ـ 3.
10 . نماز و زندگى, ص124.
11 . اصول كافى, ج3, ص255.
12 . همان.
13 . تفسير نمونه, ذيل آيه شفاعت.
14 . فرقان / 28 ـ 27.
15 . همان.
16 . مرواريد غلطان (سخنان ائمه((ع))) ص64.
17 . همان.
18 . حجرات / 2.
19 . تربيت اسلامى, ويژه تربيت اخلاق, ص101.





BY امید عظیمی_OMID AZIMI

توضیح المسائل آیت الله بهجت

غسل ميّت

مسأله 147 :

واجب است ميّت را سه غسل بدهند:

1 - اول : غسل با آبى كه به سدر مخلوط باشد

2 - دوم : غسل با آبى كه به كافور مخلوط باشد

3 - سوم : غسل با آب خالص

مسأله 148 :

غسل بچه مسلمان اگر چه از زنا باشد، بنابراحتياط، واجب است . و غسل ، كفن ، دفن كافر و اولاد او، جايز نيست . و كسى كه از بچگى ديوانه بوده و به حال ديوانگى بالغ شده ، چنانچه پدر و مادر او يا يكى از آنان مسلمان باشند، بايد او را غسل داد و اگر هيچ كدام از آنان مسلمان نباشند، غسل دادن او جايز نيست .

مسأله 149 :

بچه سقط شده را، اگر چهار ماه يا بيشتر دارد، بايد بنابراحتياط واجب غسل بدهند و اگر چهار ماه ندارد، بايد در پارچه اى بپيچند و بدون غسل دفن كنند.

مسأله 150 :

اگر ميّت و كسى كه او را غسل مى دهد هر دو مرد يا هر دو زن باشند جايز است كه غير از عورت ، جاهاى ديگر ميّت برهنه باشد.

مسأله 151 :

نگاه كردن به عورت ميّت حرام است ، و كسى كه او را غسل مى دهد اگر نگاه كند معصيت كرده ، ولى غسل باطل نمى شود.

مسأله 152 :

كسى را كه در حال حيض يا در حال جنابت مرده ، لازم نيست غسل حيض يا غسل جنابت بدهند، بلكه همان غسل ميّت براى او كافى است ولى بنابراحتياط موقع غسل دادن نيّت غسل جنابت و يا حيض را نيز بنمايند.

غسل مس ميّت

مسأله 153 :

اگر كسى بدن انسان مرده اى را كه سرد شده و غسل اش نداده اند، مس كند، يعنى جايى از بدن خود را به آن برساند، بايد غسل مس ميّت كند.

غسلهاى مستحب

مسأله 154 :

غسل ها، در شرع مقدس اسلام بسيار است كه از آن جمله است :

1 - غسل جمعه

2 - غسل شب اول ماه رمضان و تمام شبهاى فرد مثل سوم و پنجم و هفتم ، ولى از شب بيست و يكم به بعد مستحب است همه شب غسل كند

3 - غسل روز عيد فطر و عيد قربان

4 - غسل شب عيد فطر

5 - غسل روز هشتم و نهم ذى الحجه

6 - غسل روز اول ، پانزده ، بيست و هفتم و آخر ماه رجب

7 - غسل روز عيد غدير

8 - غسل روز بيست و چهارم ذى الحجه

9 - غسل روز عيد نوروز، پانزدهم شعبان و هفدهم ربيع الاول

10 - غسل كسى كه در موقع گرفتن خورشيد و ماه ، نماز آيات را عمداً نخوانده در صورتى كه تمام ماه و خورشيد گرفته باشد

11 - غسل كسى كه براى تماشاى دار آويخته ، رفته و آن را ديده باشد

12 - غسل براى احرام و طواف و وقوف به عرفات و مشعر و براى قربانى كردن و سر تراشيدن در منى و براى توبه از معاصى اگر چه گناه صغيره باشد، و براى طلب حاجت و استخاره يعنى طلب خير از خداوند.

تيمّم

مسأله 155 :

در هفت مورد، به جاى وضو و غسل بايد تيمّم كرد:

1 - پيدا نكردن آب

2 - مشقّت بيش از حدّ

3 - ترس از ضرر

4 - نياز به آب براى حفظ جان

5 - نياز به آب براى تطهير

6 - نداشتن آب مباح

7 - نداشتن وقت براى وضو يا غسل

چيزهايى كه تيمم بر آنها صحيح است

مسأله 156 :

تيمم به خاك ، ريگ ، كلوخ و سنگ ، اگر پاك باشند، صحيح است .

به آجر و كوزه قبل از پخته شدن نيز صحيح است . تيمم بر سنگ گچ و سنگ و سنگ آهك قبل از پخته شدن ، صحيح است .

دستور تيمم

مسأله 157 :

در تيمم ، چهار چيز واجب است :

اول :نيّت

دوم : زدن تمام كف دو دست ، با هم ، بر چيزى كه تيمم به آن صحيح است و بنابر احتياط واجب ، همراه با ضربه باشد و گذاشتن دو دست بر زمين كافى نيست

سوم : كشيدن كف هر دو دست به تمام پيشانى و دو طرف آن ، از جايى كه موى سر مى رويد تا ابروها و بالاى بينى و بنابراحتياط واجب بايد دستها روى ابروها هم كشيده شود

چهارم : كشيدن كف دست چپ به تمام پشت دست راست و بعد از آن كشيدن كف دست راست به تمام پشت دست چپ .

احكام تيمم

مسأله 158 :

تيمم بدل از غسل و بدل از وضو، با هم فرقى ندارند، ولى احتياط مستحب است در تيمم بدل از غسل ، بلكه در هر تيممى ، بعد از مسح پيشانى ، يك بار ديگر كف دستها را به زمين بزند و پشت دستها را به همين صورتى كه گفته شد، با كف دست ديگر مسح كند.

مسأله 159 :

پيشانى و پشت دستها را بايد از بالا به پايين مسح كند و كارهاى آن را بايد پشت سر هم بجا آورد.

مسأله 160 :

انسان بايد براى تيمم ، انگشتر را از دست بيرون آورد و اگر در پيشانى يا پشت دستها يا در كف دستها، مانعى باشد، مثلاً چيزى به آنها چسبيده باشد، بايد بر طرف كند.

نماز

نماز، مهم ترين اعمال دينى است كه اگر قبول درگاه خداوند عالم شود، عبادتهاى ديگر هم قبول مى شود و اگر پذيرفته نشود، اعمال ديگر هم قبول نمى شود. همان طور كه اگر انسان ، در هر شبانه روز، پنج نوبت در نهر آبى شست و شو كند، چرك در بدنش نمى ماند، نمازهاى پنجگانه هم ، انسان را از گناهان پاك مى كند.

سزاوار است كه انسان نماز را در اوّل وقت بخواند و كسى كه نماز را سبك شمارد، مانند كسى است كه نماز نمى خواند.

پيغمبر اكرم (ص) فرمودند: ((كسى كه به نماز اهميت ندهد و آن را سبك شمارد، سزاوار عذاب آخرت است )).

در حال نماز، به ياد خدا و با خضوع و خشوع و وقار باشد و متوجه باشد كه با چه كسى سخن مى گويد و خود را در مقابل عظمت و بزرگى خداوند عالم ، بسيار پست و ناچيز ببيند. و اگر انسان در موقع نماز، كاملاً به اين مطلب توجه كند، از خود بى خبر مى شود، چنانكه در حال نماز تير را از پاى مبارك امير المؤ منين عليه السّلام بيرون كشيدند و آن حضرت متوجه نشدند.

و نيز نماز گزار بايد توبه و استغفار كند و گناهانى كه مانع قبول شدن نماز است ، مانند حسد، كبر، غيبت ، خوردن حرام ، آشاميدن مسكرات ، ندادن خمس و زكات ، بلكه هر معصيتى را ترك كند. نيز سزاوار است كه نماز گزار، كارهايى كه ثواب نماز را كم مى كند، بجا نياورد، مثلاً در حال خواب آلودگى و خوددارى از بول ، به نماز نايستد و در موقع نماز، به آسمان نگاه نكند.

و نيز كارهايى كه ثواب را زياد مى كند، بجا آورد، مثلاً انگشترى عقيق به دست كند و لباس پاكيزه بپوشد و شانه و مسواك كند و خود را خوشبو نمايد.

نمازهاى واجب

مسأله 161 :

نمازهاى واجب به شرح ذيل است :

1 - نماز يوميّه (شبانه روز) و آنچه ملحق به آن است مانند نماز جمعه ، نماز احتياط، نماز قضا و نمازى كه نماز گزار دوباره آن را اعاده مى كند

2 - نماز آيات كه به سبب آمدن حوادثى چون : زلزله ، خسوف ، كسوف و مانند اينها واجب مى شود

3 - نماز ميّت

4 - نماز طواف واجب خانه كعبه

5 - نماز قضاى والدين بر پسر بزرگ

6 - نمازى كه به سبب اجير شدن و نذر و قسم و عهد واجب مى شود.

نمازهاى يوميّه

مسأله 162 :

پنج نماز در روز واجب است :

1 - نماز ظهر (چهار ركعت )

2 - نماز عصر (چهار ركعت )

3 - نماز مغرب (سه ركعت )

4 - نماز عشا (چهار ركعت )

5 - نماز صبح (دو ركعت )

مسأله 163 :

نماز گزار براى بجا آوردن نماز صحيح ، چند شرط را بايد قبل از نماز رعايت كند:

اوّل : طهارت

دوم : وقت هر نماز

سوم : قبله

چهارم : پوشش در حال نماز و شرايط آن

پنجم : مكان نماز

وقت نمازهاى يوميّه

وقت نماز ظهر و عصر

مسأله 164 :

نماز ظهر و عصر، هر كدام وقت مخصوص و مشتركى دارند.

وقت مخصوص نماز ظهر از اول ظهر است تا وقتى كه از ظهر به اندازه خواندن نماز ظهر نگذرد. و اگر كسى ، اشتباهاً عصر را در اين وقت بخواند، نمازش باطل است .

وقت مخصوص نماز عصر هنگامى است كه به اندازه خواندن نماز عصر، به مغرب ، وقت ماند باشد.

مابين اين دو وقتِ مخصوص ،وقت مشترك نماز ظهر و عصر است .

وقت نماز مغرب و عشا

مسأله 165 :

نماز مغرب و عشا، هر كدام وقت مخصوص و مشترك دارند.

وقت مخصوص نماز مغرب

از اول مغرب است تا وقتى كه از مغرب به اندازه خواندن سه ركعت نماز بگذرد.

وقت مخصوص نماز عشا

براى شخص مختار، موقعى است كه به اندازه خواندن نماز عشا به نصف شب مانده باشد.

بين وقت مخصوص نماز مغرب و عشا، وقت مشترك نماز مغرب و عشا است .

وقت نماز صبح

مسأله 166 :

نزديك اذان صبح ، از طرف مشرق ، نور سفيدى رو به بالا حركت مى كند كه آن را ((فجر اول )) گويند، موقعى كه آن سفيدى پهن شد، ((فجر دوم )) و اول وقت نماز صبح است .

و آخر وقت نماز صبح ، موقعى است كه آفتاب مى خواهد بيرون آيد.

احكام اوقات نماز

مسأله 167 :

كسى كه فقط به اندازه خواندن يك ركعت نماز وقت دارد، بايد نماز را به نيّت ادا بخواند.

مسأله 168 :

مستحب است انسان نماز را در اول وقت آن بخواند و راجع به آن خيلى سفارش شده است . و هر چه به اول وقت نزديك تر باشد، بهتر است .

ترتيب نماز

مسأله 169 :

انسان بايد نماز عصر را بعد از نماز ظهر و نماز عشا را بعد از نماز مغرب بخواند و اگر عمداً نماز عصر را پيش از نماز ظهر و نماز عشا را پيش از نماز مغرب بخواند، باطل است .

نمازهاى مستحب

مسأله 170 :

نمازهاى مستحبى زياد است و آنها را ((نافله )) گويند.

در بين نمازهاى مستحبى ، به خواندن نافله هاى شبانه روزى بيشتر سفارش شده است .

نافله هاى شبانه روزى ، در غير روز جمعه ، سى چهار ركعت است :

1 - ظهر، هشت ركعت ، قبل از نماز ظهر

2 - عصر، هشت ركعت ، قبل از نماز عصر

3 - مغرب ، چهار ركعت ، بعد از نماز مغرب

4 - عشا، دو ركعت نشسته ، بعد از نماز عشا

5 - صبح ، دو ركعت ، قبل از نماز صبح

6 - شب ، يازده ركعت .

نماز شب

در اهميت و فضيلت نماز شب روايات بسيارى وارد شده است ، از جمله : پيامبراكرم صلّى اللّه عليه و آله به على عليه السّلام فرمودند: بر تو باد نماز شب !

آن حضرت در جايى مى فرمايند: آنقدر جبرئيل مرا سفارش به نماز شب كرد كه گويا نيكويان امتم شب نمى خوابند. دو ركعت نماز در شب را بر همه دنيا ترجيح مى دهم .

امام على عليه السّلام رمودند: نماز شب ، بدن را سالم مى كند.

امام صادق عليه السّلام مى فرمايند: نماز شب ، سبب بخشش گناهان مى شود.

نماز شب ، صورت را نورانى مى كند.

نماز شب ، روزى را زياد مى كند.

روش خواندن نافله شب

مسأله 171 :

نافله شب ، يازده ركعت است به شرح زير:

هشت ركعت به نيّت نافله شب ( چهار نماز دو ركعتى )

دو ركعت به نيت نماز شفع

يك ركعت به نيت نماز وتر.

وقت خواندن آن ، بعد از نصف شب است و هر چه به صبح نزديكتر باشد، بهتر است .

نماز شفع هم مثل نماز صبح است .

نماز وتر، به اين طريق خوانده مى شود:

پس از نيّت ، حمد و سه مرتبه سوره توحيد و يك مرتبه سوره فلق و يك مرتبه سوره ناس خوانده مى شود و بعد از آن ، هر دو دست را مقابل صورت گرفته مشغول خواندن قنوت مى شود و بعد از قنوت ، دست چپ را فقط به حال قنوت نگه داشته و با دست راست تسبيح را گرفته و در حقّ چهل مؤ من دعا مى كند، مثلاً بدين طريق :اللّهمَّ اغْفِرْ لِرُوح الله الخمينى و ... آنگاه هفتاد مرتبه بگويد: اَسْتغِفرُ اللهَ رَبّى و اَتُوبُ اليه و بعد سيصد مرتبه بگويد: اَلْعَفْوَ اَلْعفْوَ و سپس هفت مرتبه بگويد: هذا مَقامُ العائذُ بِكَ مِنَ النّ ار و بعد بگويد:ربّ اغْفِرْ لى و ارْحَمْنى و تُبْ عَلىَّ اِنَّكَ انتَ التّوّ ابُ الرّحيم .

نماز غفيله

مسأله 172 :

نماز غفيله يكى از نمازهاى مستحبى است كه بين نماز مغرب و عشا خوانده مى شود.

مسأله 173 :

نماز غفيله دو ركعت است ، در ركعت اول بعد از حمد به جاى سوره بايد يا بهتر است اين آيه خوانده شود:

وَ ذَالنّونِ اِذْ ذَهَبَ مُغا ضِباً فَظَنَّ اَنْ لَنْ نَقدِرَ عَلَيهِ فنادى فى الظُّلُماتِ اَنْ لا اِله اِلاّ اَنت سُبْحا نكَ اِنّى كُنْتُ مِنَ الظّ المينَ فَاسْتَجَبْنا لهُ وَ نَجَّيْنا هُ مِنَ الْغَمِّ وَ كذلِكَ نُنْجِى المُؤْمنين .

در ركعت دوم بعد از حمد به جاى سوره اين آيه قرائت شود:

و عِنْدَهُ مفا تِحُ الْغيبِ لا يَعْلَمُها اِلاّ هُو وَ يَعْلَمُ ما فَى الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ و ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ اِلاّ يَعْلَمُها وَ لا حَبَّةٍ فى ظُلُما تِ الْاَرْضِ و لا رَطْبٍ و لا يا بسٍ اِلاّ فى كتا بٍ مُبينٍ

در قنوت اين دعا خوانده شود:

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْاَلُكَ بِمَفا تِح الغَيْبِ الّتى اِلاّ اَنْتَ اَنْ تُصَلِّى على محمَّدٍ و اَنْ تَفْعلَ بى ...

سپس حاجتهاى خود را ذكر كرده و بعد بخواند:

اَللّهُمَّ اَنْت وَلىُّ نِعْمَتى وَالْقا درُ على طَلَبَتى تَعْلَمُ حا جَتى فَاَسْاءلُكَ بِحَقِّ محمّدٍ وَسخنان کوتاه فلسفی و ارزشمند"نیچه"امید عظیمی,

BY امید عظیمی_OMID AZIMI

چهل حدیث درمورد آخر زمان
1-
امیر مومنان(ع): مرد را برای پوشیده نگه داشتن همسرش سرزنش می کنند.
2-
امیر مومنان(ع) : او [حضرت قائم «عج»] هنگامی ظاهر می شود که حقیقتها کم اجر و دنباله روها از نابخردان پیروی کنند.
3-
امیر مومنان(ع): عربها دچار اختلاف شوند اشتیاق به ظهور افزون شود.
4-
امیر مومنان(ع): عفاف و خویشتن داری از جامعه رخت بربندد و … و شیطان بر همگان چیره شود.
5-
امیر مومنان(ع): زنها فرمانروایی کنند، حوادث جانکاه و کمرشکنی روی می دهد.
6-
امیر مومنان(ع): هنگامی که مرد ها با مردها در می آمیزند و زنها با یکدیگر.
7-
امیر مومنان(ع): عراق را فتح کنند و هر نوع اختلافی را با خونریزی پاسخ دهند.
8-
پیامبر(ص): برای مردم روزگاری میرسد که تنها همّ وغمّشان شکم آنها و شرف آنها تجمّلات زندگی و قبلهء آنها زنهایشان می گردد.
9-
پیامبر(ص): دین و آئین آنها درهم ودینارشان می باشد، آنها بدترین خلایق هستند برای آنها نزد خدا ارج و مقامی نیست.
10-
پیامبر(ص): هنگامی که روابط نامشروع شیوع پیدا می کند زلزله زیاد می شود.

11-پیامبر(ص): هنگامی که برای کارهای ناشایست تعاون وهمکاری کنند و در احکام دین از یکدیگر دوری کنند.
12-
پیامبر(ص): انسان به پدر ومادرش جفا می کند ولی با دوستانش از راه وفا وصفا وار د می شود.
13-
پیامبر(ص): هنگامی که تکبّر و خودپرستی در اعماق دلها نفوذ کرد آنطور که سمها در بدنها نفوذ میکند.
14-
پیامبر(ص): گناهان علنی شوند و محرّمات الهی سبک شمرده شوند.
 15-
پیـامبر(ص): زمـانی می آید که مـردم گـرگ درنده می شونـد، هر کس گرگ نباشد او را میخورند.

16-
پیامبر(ص): مردم به انجام منکرات تظاهر می کنند … و اموال فراوان برای غنا و موسیقی خرج می شود.
17- 
امیر مومنان(ع): کسی که امر به معروف کند، خوار شود و کسی که مرتکب گناه شود، مورد ستایش قرار گیرد.
 18-
امیر مومنان(ع): هنگامی که نیازها وگرفتاریها فراوان شود مردم همدیگر را نشناسند
 19-
امیر مومنان(ع): انسان برای استمداد به نزد برادرش برود، او را در قیافه ای دیگر غیر آنچه بود می بیند.
20-
امیر مومنان(ع): شکافنده ها بشکافند و پیش بتازند ،تیز پروازان حمله کنند.

 21-
پیامبر(ص): هنگامی که امت من نماز را ضایع کنند و از شهوات پیروی کنند.
22-
امیر مومنان(ع): پشتها سنگین شود و حوادث پیاپی واقع شود.
23-
پیامبر(ص): مرد ها خود را شبیه زنها و زنها خود را شبیه مرد ها می کنند.
24-
پیامبر(ص): هنگامی که زنها جامه مردان را بپوشند و پوشش حیاء از آنها گرفته شود.
25- 
پیامبر(ص): سپس زمانی می آید که قاریان قرآن را می خوانند ولی از حلقومشان تجاوز نمیکند (عمل نمی شود…).


26- پیامبر(ص): قرآن را طبق خواسته های خود توجیه می کنند و آئین خدا را آراء خود تفسیر و تحلیل می کنند.
27-
پیامبر(ص): ثروتمندان امت برای سیاحت به مکه می روند ومتوسطین آنها برای تجارتو فقرا برای ریاء و تظاهر (افراد خالص کم اند).
28-
پیامبر(ص): قرآن با نی و لحن غنا خوانده می شود، بدون آینکه به هنگام تلاوت با خوف وخشیت از پروردگار همراه باشد.
29-
پیامبر(ص): پس می بینی که گوش دادن به قرآن برای مردم بسیار سنگین است و گوش دادن به صداهای باطل آسسان و فرح بخش شده است.
30-
امیر مومنان(ع): آلات لهو و لعب در رهگذر مردم آشکارا به کار گرفته می شود، مردم عبور می کنند و کسی جرئت نمی کند از آن جلوگیری کند.

31-
پیامبر(ص): (در آخر الزمان یعنی نزدیکی ظهور) زمین لرزه بسیار می شود.
32-
پیامبر(ص): انتظارمیرودکه حتی یک قفیزگندم ویک درهم پول به مردم عراق نرسد.
33-
امام صادق(ع): رودخانه ها خشک می شود و قحطی و گرانی پیش می آید.
34-
پیامبر(ص): سه پرچم در یک سال و یک ماه و یک روزخروج می کنند(۱ـ سفیانی ۲ـ خراسانی ۳ـ یمانی (
35-
امام صادق(ع): مردی از اولاد عمویم زید در یمن خروج می کند.
36-
پیامبر(ص): یمانی ازشیعیان امیرمومنان (ع) است خروج یمانی و سفیانی مانند دو اسب مسابقه همزمان به دنبال ییکدیگر است.
37-
امام صادق(ع): در آن میان پرچم های هدایت از خراسان بیرون آمده با شتابی هر چه تمام تر منازل را طی کرده و پیش می تازند و تعدادی از یاران قائم (عج) در میان آنها خواهند بود.
38-
امام صادق(ع): هنگامی که پرچم های سیاه از خراسان به راه افتاد به سویش بشتابید ولو با سینه خیز رفتن از روی برفها باشد.
39-
امام صادق(ع): آگاه باشید که آنها (سپاه خراسانی) یاران حضرت مهدی (عج) هستند و زمینه ی سلطنت جهانی او را  فراهم میسازند.
40- 
پیامبر(ص): اگر سفیانی را ببینی او را پلید ترین مردم می یابی. 


رسول خدا (ص) :
1.وقتی آخرالزمان فرا می رسد مرگ نیکان امت مرا گلچین می کند چنانکه شما خرماهای خوب را از طبق انتخاب می کنید.
(نهج الفصاحه ، حدیث 189)

 

2.فرصت را برای اعمال نیک بیش از آنکه فتنه هایی مانند پاره های شب تاریک پدید آید غنیمت شمارید در آن هنگام انسان صبح مومن است و شب کافر می شود شب کافر است و روز مومن می شود و دین خود را به عرض ناچیز دنیا می فروشد. (نهج الفصاحه ، حدیث 1075)
3.روزگاری به مردم رخ نماید که مرد میان بی عرضگی و نادرستی مخیر شود هر که در آن روزگار باشد باید بی عرضگی را بر نادرستی ترجیح دهد. (نهج الفصاحه ، حدیث 1752.
4.فرصت را برای اعمال نیک بیش از آنکه شش چیز رخ دهد غنیمت شمارید , فرمانداری سفیهان و کثرت شرط در کار معامله و فروش منصب ها و کوچک شمردن خونریزی و بریدن با خویشاوندان و تازه رسیدگانی که قرآن را به آواز خوانند و یکی را به امامت وادارند که برای آنها تغنی کند اگر چه دانش او کمتر باشد. (نهج الفصاحه ، حدیث 1074)
5.فتنه هایی خواهد بود که در اثنای آن مرد به صبح مومن باشد و به شب کافر شود , مگر آنکه خدایش به علم زنده دارد.
(نهج الفصاحه ، حدیث 1734)
6.پیش از رستاخیز دروغگویان پدیدار می شوند از آنها حذر کنید. (نهج الفصاحه ، حدیث 844)
7.بر امت من زمانی بیاید که فقیران فراوان شوند و فقیهان کم شوند و علم بر گرفته شود و آشوب فزونی گیرد , آنگاه پس از آن زمانی بیاید که مردانی از امت من قرآن خوانند که از گلویشان بالاتر نرود , آنگاه از پس از آن زمانی بیاید که مشرک به خدا با مومن مجادله کند و سخنانی نظیر او گوید. (نهج الفصاحه ، حدیث 1755)
8.دستاویزهای اسلام یکایک شکسته می شود و چون دستاویزی شکسته شد مردم به دستاویز بعدی چنگ می زنند , نخستین دستاویزی که شکسته می شود حکومت حق است و آخر آن نماز است. (نهج الفصاحه ، حدیث 2222)
9.روزگاری به مردم رسد که مرد اهمیت ندهد که مال چگونه به دست آرد ؛ از حلال یا حرام. (نهج الفصاحه ، حدیث 2364)
10.روزگاری به مردم رسد که یکی نماند مگر آنکه ربا خورد و اگر نخورد غبار آن بوی رسد. (نهج الفصاحه ، حدیث 2365)
11.زمانی به مردم رسد که راست گو را تکذیب کنند و دروغگو را تصدیق کنند و امین را خائن شمارند و خائن را مومن پندارند و مرد بی آنکه شهادت از او خواهند شهادت دهد و بی آنکه قسم از او خواهند قسم خورد و خوشبخترین مردم فرومایه پسر فرومایه باشد که به خدا و پیغمبرش ایمان ندارد. (نهج الفصاحه ، حدیث ی‌کنیم یا حتی)
12.دو مستی شما را خواهد گرفت مستی عیش دوستی و علاقه به نادانی در آن هنگام امر به معروف و نهی از منکر نکنند.
(نهج الفصاحه ، حدیث 2032)
13.اگر از آنچه من می دانستم بدانستید بسیار می گرستید و کمتر خنده می کردید , نفاق اشکار شود و امانت برخیزد و رحمت بر چیده شود و امین را متهم کنند و خیانت گر را امین شمارند و فتنه ها چون شب تاریک شما را فرا گیرد. (نهج الفصاحه ، حدیث 2323)
14.روزگاری به مردم بیاید که هر که خواهد دین خود را نگه دارد چنان باشد که آتش به دست گرفته باشد. (نهج الفصاحه ، حدیث 3205)
15.روزگاری به مردم بیاید که مومن از بزش خوارتر باشد. (نهج الفصاحه ، حدیث 3206)
16.از علائم رستاخیز آنستکه دانش از میان برخیزد و جهالت آشکار شود و زنا رواج گیرد و شراب نوشند , مردان برونند و زنان بمانند تا حدیکه پنجاه زن یک سر پرست داشته باشند. (نهج الفصاحه ، حدیث 908)

ی‌گیرند.


احادیثی بیشمار از پیغمبر دراین باره از شیعه واهل سنت نقل شده که در اینجا به انها اشاره میکنیم :
زمانی بر مردم بیاید که چهره هایشان چهره های آدمیان ولی دلهایشان دلهای شیاطین باشند ، بسان گرگان درنده خونریز بوند ،از منکرات اجتناب نکنند، پیوسته به کارهای ناپسند خویش ادامه دهند ، اگر در جمع آنها باشی به تو دروغ گویند و اگر خبری برایشان باز گویی تو را دروغگویی شناسند و چون از آنها غایب باشی غیبتت کنند .
سنت در نزد آنان بدعت و بدعت در نزد آنان سنت باشد ، شخصیتهای وزین به نزد آنها حیله گر بود و اشخاص حیله گر به نزد با شخصیت و وزین خوانده شود .
مومن در نزد آنان حقیر و بی مقدار بود و فاسق به پیش آنها محترم و راجمند باشد ، کودکانشان پلید و گستاخ و بی ادب و زنانشان بی باک و بی شرم بوند ، پناه بردن به آنها خواری و اعتماد به آنان ذلت و در خواست چیزی از آنها نمودن جامه درویشی به تن کردن و مایه بیچارگی و ننگ است .
در آن هنگام خداوند ، آنان را از باران به هنگام محروم سازد و در وقت نا مناسب بر آنها ببارد .
بدانشان را بر آنان مسلط کند ، که آنان را به انواع عذاب معذب دارند ، که آنان فرزندانشان را از دم تیغ بگذرانند و زنانشان را زنده بدارند ، نیکانشان دعا کنند ولی اجابت نشود.
در جایی دیگر رسول خدا فرمود : زمانی بر مردم بیاید که شکمهاشان خدایان آنها ، و زنانشان قبله گاهشان (که تمام توجهشان به زنانشان بوند) و پولشان دینشان بود(که در حد پرستش آن را دوست دارند) و کالای دنیوی مایه شرف و اعتبار و ارزش خویش دانند .
از ایمان جز نامی و از اسلام جز آثاری و از قرآن جز درس نماند. مسجدهایشان فقط از حیث ساختمان آباد باشد ، ولی دلهایشان از جهت هدایت خراب بود .
علمای آنها بدترین خلق خدا بر روی زمین بوند ، در آن روز است که خداوند ، آنها را به چهار بلا مبتلا سازد ، تجاوز به نامسوشان و هتک حرمت از ناحیه زورمندان ، و خشکسالی ، و ظلم و ستم از جانب زمامداران و قاضیان . اصحاب از سخنان آن حضرت سخت به شگفت آمدند و گفتند : یا رسول الله ! مگر آنها بت پرست بوند ؟ فرمود : آری هر درهمی به نزد آنها بتی است که در حد پرستش به آن تعلق خاطر دارند .
و در جایی دیگر میگوید : روزگاری بیاید که مردم آنچنان از علما بگریزند که گوسفند از گرگ گریزد ، در آن هنگام خداوند آنها را به سه بلا دچار سازد : نخست آنکه برکت از مالشان بگیرد ، سلطانی ستمگر بر آنها مسلط سازد و سوم انکه بی ایمان از دنیا بروند .
و در جایی دیگر میگوید : زمانی بر مردم بیاید که آنکس دین خویش را به سختی حفظ کند به کس ماند که آتش در دست خود نگه دارد.(بحارالانوار جلد 22ص453)و کنزالاعمال حدیث
و در جایی دیگر میگوید : زمانی برسد که از قرآن جز رسم خطی و از اسلام جز نامی نماند ، که گروهی به دین نام خدا در جهان خوانده شوند در حالی که همین گروه از هرکسی از اسلام دورتر بوند مسجدهاشان از حیث ساختمان آباد ولی از نظر اینکه مرکز هدایت باشد خراب ، فقیهاشان بدترین خلق زمین بوند که از آنها فتنه بر میخیزد . و به خودشان برگردد.
قرآن و اهل آن در اقلیت باشند و انها در میان مردم باشند و در عین در میان آنها نباشند ، با مردم باشند ولی براستی با مردم نباشند ، زیرا هدایت با ضلالت همراست گرچه در کنار یکدیگر باشند .(بحارالانوار جلد52ص190)
و نیز در جایی فرمود : زمانی بر مردم بیاید که زمامدارانشان به شیوه جباران و ستمگران عمل کنند و علمایشان طمکار و کم پرهیز ، و بازرگانانشان رباخوار و فریبکار ، و زنانشان خود را برای نامحرامان بیارایند در آن هنگام اشراشان بر آنها چیره گردند و هر چه دعا کنند به اجابت نرسد .
زمانی بر مردم بیاید که اخلاق انسانی از آنان رخت بربندد چنانکه اگر نام یکی را بشنوی به از آن بود که آن را ببینی و یا اگر اورا ببینی به از آنست که او را بیازمایی و چون اورا بیازمایی حالاتی زشت و ناروا در او مشاهده کنی . دینشان پول و قبله گاهشان زنانشان بود ، برای رسیدن به گرده نانی کرنش کنند نه خود را در پناه اسلام دانند و نه به کیش نصرانی زندگی کنند .
مردمان به پراکندگی مصمم باشند و از هماهنگی و اتفاق نظر و اتحاد بدور بوند . آنچنان به قوانین اسلامی بی اعتنا بوند که گویی آنان خود پیشوای قرآن بوند نه قرآن پیشوای آنها ، از حق جز نامی بنزد آنها نمانده باشد و از قرآن جز خط و ورقی نشناسند ، بسا یکی در درس قرآن و تفسیر وارد شود ، هنوز جا خوش نکرده از دین خارج شود . و چون در آخرالزمان دینتان دستخوش افکار گوناگون شود و کمتر کسی بود که دینش را حفظ کند.بحار ج 77ص369
و فرمود : زمانی بر مردم بیاید که هیچ دیندار دینش برایش سالم نماند جز اینکه از قله کوهی بگریزد یا از سوراخی به سوراخ دیگر پناه برد چون روباه که با بچه هایش چنین کند ، و این آخرالزمان باشد ، هنگامی که معیشت جز با گناه تامین نگردد ، چون این وضع پیش آید عزوبت و تجرد حلال شود ، در آن روزگار است که مرد به دست پدر و مادرش تباه و گمراه شود و اگر پدر و مادر نداشته باشد بدست زن و فرزندش و اگر زن و فرزند نداشته باشد هلاکت و تباهیش بدست خویشان و همساگانش باشد که او را به تهیدستی و فقر سرزنش کنند و تکالیفی بر او نهند که وی از عهده ان بر نیاید تا گاهی که او را به پرتگاههای هلاکت سقوط کند .کنزالاعمال حدیث 31008
و نیز فرمود : در آخرالزمان دغلبازان و فریبکارانی بیایند که حدیثهایی نویین بر شما بخوانند انچنان که نه شما و نه پدرانتان چنین حدیثهایی شنیده باشد پس دوری گزینید از آنها مبدا به دام تزویر و فریبشان بیفتید .کنزالاعمال حدیث 290324
و فرمود : قیامت بر پا نگردد تا اینکه حیا از کودکان وزنان برود .
و نیز فرمود : در آن زمان رباخواری و زنا کاری آشکار شود .(کنزالعمال)
علی بن ابی طالب از آنها پرسید : آیا در آنزمان مومنانی وجود دارند ؟ فرمود آری . پرسید آیا از ایمان آنان بر اثر فتنه ها چیزی کاسته میشود ؟ فرمود نه ، مگر آن مقدار که قطرات باران از سنگ خارا بکاهد اما آنان در رنج بسر برند.
امیرالمونین فرمود : زمانی بر مردم بیاید که مقرب نباشد جز به سخن چینی ، و جالب شمرده نشود جز فاجر بودن ، و تحقیر نشود جز افراد با انصاف ، در آن زمان دستگیری مستمندان زیان بشمار آید و صله رحم لطف وبزرگواری بشمار آید .(نهج/حکمت 102)
امام سجاد فرمود : چون خداوند میدانست در آخرالزمان روشنفکرانی دقیق النظر خواهد آمد از این جهت قل هوالله و احد و آیاتی از سوره حدید نازل کرد. بحار 60/18

چون قائم ما قیام کند خداوند انچنان نیرویی به چشم و گوش پیروانش داده که به پیک و پیام اور نیازی نداشته باشند و به هرکجای جهان که باشند امام خود را ببینند و سخنش را بشنوند. امام صادق. بحار ۳۶/۴۵

ظهور زنان عريانِ پوشيده

 

سيكون في آخر هذه الأمة رجال يركبون على المياثر حتى يأتوا أبواب مساجدهم نساؤهمکاسيات عاريات»«در نسل‌هاي آخر اين امت مرداني هستند که سوار بر زين‌هاي بزرگ مي‌شوند تا اينکه جلو درب مساجد پياده مي‌شوند. زنانشان گرچه لباس بر تن دارند ولي اندام آنها آشکار است. »مستدرک حاکم (4/436)
فرمودند: «صنفان من أهل النار لم أرهما: قوم معهم سياط کأذناب البقر يضربون بها الناس ونساء کاسيات عاريات مميلات مائلات رؤوسهنّ کأسنمة البخت المائلة لا يدخلن الجنة ولا يجدن ريحها وإن ريحها ليوجد من مسيرة کذا و کذا»«دو صنف از انسان‌ها جزو اهل جهنم هستند تاکنون آنها را نديده بودم. افرادي که شلاقي مانند دم گاو در دست دارند و با آن مردم را مي‌زنند. و زناني پوشيده از لباس ولي در عين حال لخت و عريانند آنان از طاعت خدا بدورند و با بي‌حجابي خود را به طرف مردان سوق مي‌دهند. سر آنان مانند کوهان شتر لاغر اندام است. به بهشت وارد نمي‌شوند و بوي آنرا نيز حس نمي‌کنند در صورتي که بوي بهشت از فاصله فلان و.... حس مي‌شود». شرح نووی مسلم (17/191)
اين احاديث از معجزات پيامبر گرامي -صلى الله عليه وسلم- به حساب مي‌آيند زيرا تمام آنها قبل از ما و همچنين امروز بيشتر از گذشته تحقق يافته‌اند
پيامبر گرامي اين نوع زنان را «کاسيات عاريات» ناميده است زيرا لباس مي‌پوشند ولي چون لباس‌ها شفاف و ناز کند بدن آنان را نمي‌پوشاند مانند اغلب لباس زنان

 

 





BY امید عظیمی_OMID AZIMI
LAST POSTs

صفحه قبل 1 2 صفحه بعد

OMID ARCHIVE
OMID DAILY LINKs
www.TOJIH.Lxb.ir